{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایت ؛خیمه‌گاهم بود و نیست..

چشمهایت ؛خیمه‌گاهم بود و نیست..
بازوانت ،تکیه‌گاهم بود و نیست.. دل به درگاه ؛تو روی آورده بود..
عشقِ تو پشت؛ و پناهم بود و نیست.. خاکِ پایت ؛سرمه‌ی چشمان من..
چشم تو سوی؛ نگاهم بود و نیست.. کوچه‌گرد ؛شام غم بود این دلم..
روی تو مهتابِ ؛ماهم بود و نیست.. برق چشمانت؛ شرر می‌زد به دل..
شمع شبهای؛ سیاهم بود و نیست.. لا ابالی بودم و مسحور ؛عشق..
مستی‌ام تنها؛ گناهم بود و نیست.. بازگرد ،ای ماه پنهان در خسوف..!
سایه‌ای دیده؛ به راهم بود و نیست..
دیدگاه ها (۱)

ای که از چشم من احساس مرا می خوانیاحتیاجی به سخن نیست ،خودت ...

هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوشم ...

دلگیرم از جهان و دلم وا نمی شوددنیای من بدون تو دنیا نمی شود...

خانه ی دل رابرایت آب و جارو میکنم عاشقانه شانه بر ابرو وگیسو...

گرچه حالم را نمی فهمی نگاهم را بفهمقطره های اشک‌ ِسرد بی گنا...

⛓️🐦... گرچه حالم را نمی فهمی نگاهم را بفهمقطره های اشک‌ ِسرد...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط