{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که از چشم من احساس مرا می خوانی

ای که از چشم من احساس مرا می خوانی
احتیاجی به سخن نیست ،خودت می دانی

فقط این جمله که سخت است نگویم با تو
دوستت دارم و دانی به همین آسانی

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم
آسمان را به زمین،جان خودت می دوزم

گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد

بی تو یک لحظه رمق در دل ودر جانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست

بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم

شده ام مرثیه خوان دل سودا زده ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام..
دیدگاه ها (۱)

هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوشم ...

رفیق نیمه شبهایم،غم است واشک تکراریمدارا می کندعمریست با من،...

چشمهایت ؛خیمه‌گاهم بود و نیست..بازوانت ،تکیه‌گاهم بود و نیست...

دلگیرم از جهان و دلم وا نمی شوددنیای من بدون تو دنیا نمی شود...

گر مرا ترک کنی من زِ غمت می سوزم 🌸آسمان را به زمين جان خودت ...

من گریه می‌کنم که تماشا کنی مرا😢مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا...

Attar050511

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط