رفتم نون بگیرم ،دست خالی برگشتم خونه
رفتم نون بگیرم ،دست خالی برگشتم خونه
بابام گفت : پس نون کو ؟؟
گفتم الکی مثلا نونوایی بسته
یهو دیدم بابام با لگد چنان ضربه ای کوفت تو پوزم که آب دهنم معلق تو هوا دیدم
وقتی بهوش اومدم بابام با لبخند ملیحی گفت
.
.
.
الکی مثلا من بورسلی ام
بابام گفت : پس نون کو ؟؟
گفتم الکی مثلا نونوایی بسته
یهو دیدم بابام با لگد چنان ضربه ای کوفت تو پوزم که آب دهنم معلق تو هوا دیدم
وقتی بهوش اومدم بابام با لبخند ملیحی گفت
.
.
.
الکی مثلا من بورسلی ام
- ۱.۸k
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط