{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عذاب

عذاب


پارت ۱۹



ویو نویسنده:
در باز شد و عموی ات و جانگ شین که دشمن خونیشون بود وارد شد با افرادش اون بادیگاردای کودن هم عقلشون نکشیده بود از اول یه پیام بدن
(نکته:بابای جنا هم مافیا بوده)


ویو ات:وقتی که اونو دیدم سریع دکمه ی خطر رو با گوشیم فعال کردم و کل اسلحه هایی که جاساز کرده بودم رو به بچه ها دادم خودم یکی کوک یکی جانگ شین یکی و جنا هم یکی هممون آماده بودیم که اون مردک الدنگ گفت

(ع ا:یعنی عموی ات)

ع ا:خب خب خب میبینم که بچه های داداشم بزرگ شدن(پوزخند)
ولی تو اینجا چیکار میکنی جئون و دختر لی(فامیلی بابای جنا لی هستش)
+:زیاد زر میزنیاااااا
ع ا:فک کنم دوس داری زودتر بمیری هوم؟
-:اون دهن کثیفتو ببند آشغال(عصبیییییییییی)
ع ا:شایدم تو بخوای زودتر بمیری جئون
&:اون تویله رو باز نکن کص.شر ازش میاد بیرون
٫:بس کنین هی تو مگه نیومدی باندمونو نابود کنی خو نابودش کن
ع ا:چشمم بزودی
ویو نویسنده:اونا هی داشتن جلوتر میومدن و بحث رو کش میدادن تا همشون وارد شدن و در عمارت بسته شد بعد از اینکه کلی بحث کردن در عمارت باز شد اما...




ادامه دارد...


سلامممم نزدیک عصر یه پارت دیگه داریمممم🥳👋🏻✨
دیدگاه ها (۴)

عذابپارت ۲۰یهو در عمارت باز شد اما طوری که هیچکس نفهمیدبادیگ...

عذابپارت ۲۱ویو کوک:ات رفت بالا لباساشو برداره اما وقتی که او...

سلام گوگولیاااااینو گزارش کنید و پیجشم ببینید چقدر بی احترام...

عذابپارت ۱۸ویو ات:دیگه حوصله‌ی موندن نداشتم دوربینو خاموش کر...

اون مال منه

part42 عشق پنهان《ویو ات》رفتم دستشویی به صورتم آب زدم ات: وای...

اون مال منه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط