{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

،،،،

،،،،
دیدگاه ها (۱)

گفتم توچرا دورتراز خواب و سرابی گفتی منم باتو ولیکن تو ندام...

،،،

،،،

ثانیه ثانیه برای دیدنت انتظارمی کشمهرگاه به عکست خیره میشوم ...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»پدرم…این روزها که ج...

روزگارهمبازی کودکان نشوچشم می گذاریلبخندی قایم می شود…گاهی د...

پــدر قصه اےبــود ڪہ زود تمام شد...«همیشه فکر می‌کردم پایان،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط