{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روا داری که بی روی تو باشم

روا داری که بی روی تو باشم
ز غم باریک چون موی تو باشم
همه روز و همه شب معتکف‌وار
نشسته بر سر کوی تو باشم
به جوی تو همه آبی روانست
سزد گر من هواجوی تو باشم
اگر چشمم ز رویت باز ماند
به جان جویندهٔ روی تو باشم#سنایی
دیدگاه ها (۰)

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دی...

جام جهان نماست که داریم در نظردر وی نگاه کن که بیابی ز ما خب...

ای رخ جان فزای تو گشته خجسته فال منباز نمای رخ، که شد بی تو ...

چو سرچشمهٔ چشم من دیده استلب غنچه برچشمه خندیده استبدان وجهم...

همه جا با همه کس ، یار نمی‌باید بودیارِ اغیارِ دل‌آزار، نمی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 از عشق دوست بین که چه آمد به روی من ک...

تو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدمن از دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط