اسمبازیگران زندگی
اسم:بازیگران زندگی
part26
(ویو جونگکوک)
جونگکوک : آره میدونه و به تو هیچ ربطی نداره
پسره عوضی
مین سو : اوه
ا.ت در گوشم گفت
ا.ت : میشه ولم کنی
جونگکوک : نه
ا.ت : جونگکوکککک
جونگکوک : جواب خواستی منم بهت دادم
ا.ت سعی کرد از زیر دستم بیاد بیرون اما نتونست یه لبخند به مین سو زد و معلوم بود مصنوعیه
ا.ت:مین سو درسته که مامانم میدونه ولی لطفا وقتی پیشش هستی هیچی نگو حتی یه کلمه که بهش ربط داشته باشه
با این حرفش پوزخنده به لبم اومد و یهو یه صدایی درونم میگفت اذیتش کن
جونگکوک : چرا اونوقت؟
ا.ت یه چشم قره ای برام رفت
ا.ت:چون دوست ندارم زیاد از این حرفا زدم بشه
(ویو ا.ت)
وقتی جونگکوک این حرف رو زد کلی فحش تو دلم بهش دادم نگاش بکن پسره ی حرومزاده فقط دوست داره منو کلافه کنه ولی من یه چیزی سر هم کردم و گفتم
ا.ت:چون دوست ندارم زیاد از این حرفا درمورد ما زده بشه
جونگکوک : اوهوم
مین سو خب من دیگه میرم بهتون خوشبگذره
جونگکوک یه چیزی زیر لب گفت که فهمیدم : تو بری بیشتر خوشمیگذره.
میخواستم با این حرفش بخندم اما خنده م نمیومد...هانگول وایساده بود دختره ی پرو هنوز وایساده الان میزنم تو دهنش ولی به خاطر اینکه نرصش رو در بیارم بهش گفتم
ا.ت:شما خانوم هانگول هیچ کاری ندارید که وایسادید رو سرما؟
انگار بهش خیلی برخورد و رفت آخییی خیلی خوشم اومد
جونگکوک بالاخره کمرمو ول کرد و ازم فاصله گرفت ولی انگار اونم حال کرد
جونگکوک : چرا اونجوری بهش گفتی
ا.ت : اصلا ازش خوشم نیومد خیلی افاده ای بود
و بعد اداشو در آوردم جونگکوک یه لبخند ریزی زد
ا.ت : به چی میخندی؟
جونگکوک : به تو
ا.ت : چرا؟
جونگکوک : چون شبیه میمون درختی شدی
(ویو جونگکوک)
بهش گفتم شبیه میمون درختی شدی اما شبیه پری ها شده...بعد از این حرفم قرمز شد و منم خیلی خندیدم
ا.ت : اگه من شبیه میمونم تو هم شبیه گوسفند شدی
اصلا از این حرفش خوشم نیومد
جونگکوک : چی گفتی؟
ا.ت : گفتم شبیه گوسفند شدی
جونگکوک:جرات داری یه بار دیگه بهم بگو گوسفند تا ببینی چیکار میکنم
ا.ت:گوسفند گوسفند گوسفند
یهو آروم ه لش دادم سمت میز و با دوتا دستم بین میز و خودم گیرش انداختم...فقط چند سانتی متر با هم فاصله داشتیم...رفتم سمتش گوشش و گفتم
جونگکوک : خودت خواستی
تا اینو گفتم یهو یکی از روی استیج کوچیک که یه گوشه بود با میکروفون حرف زد و منم از ا.ت جدا شدم
...:خوش اومدید به این مراسم و ممنون ما این مراسم رو برای همکاری ۲ تا شرکت طراحی لباس که باهم همکاری کردن گرفتیم
ادامه پارت بعد🐞❤
part26
(ویو جونگکوک)
جونگکوک : آره میدونه و به تو هیچ ربطی نداره
پسره عوضی
مین سو : اوه
ا.ت در گوشم گفت
ا.ت : میشه ولم کنی
جونگکوک : نه
ا.ت : جونگکوکککک
جونگکوک : جواب خواستی منم بهت دادم
ا.ت سعی کرد از زیر دستم بیاد بیرون اما نتونست یه لبخند به مین سو زد و معلوم بود مصنوعیه
ا.ت:مین سو درسته که مامانم میدونه ولی لطفا وقتی پیشش هستی هیچی نگو حتی یه کلمه که بهش ربط داشته باشه
با این حرفش پوزخنده به لبم اومد و یهو یه صدایی درونم میگفت اذیتش کن
جونگکوک : چرا اونوقت؟
ا.ت یه چشم قره ای برام رفت
ا.ت:چون دوست ندارم زیاد از این حرفا زدم بشه
(ویو ا.ت)
وقتی جونگکوک این حرف رو زد کلی فحش تو دلم بهش دادم نگاش بکن پسره ی حرومزاده فقط دوست داره منو کلافه کنه ولی من یه چیزی سر هم کردم و گفتم
ا.ت:چون دوست ندارم زیاد از این حرفا درمورد ما زده بشه
جونگکوک : اوهوم
مین سو خب من دیگه میرم بهتون خوشبگذره
جونگکوک یه چیزی زیر لب گفت که فهمیدم : تو بری بیشتر خوشمیگذره.
میخواستم با این حرفش بخندم اما خنده م نمیومد...هانگول وایساده بود دختره ی پرو هنوز وایساده الان میزنم تو دهنش ولی به خاطر اینکه نرصش رو در بیارم بهش گفتم
ا.ت:شما خانوم هانگول هیچ کاری ندارید که وایسادید رو سرما؟
انگار بهش خیلی برخورد و رفت آخییی خیلی خوشم اومد
جونگکوک بالاخره کمرمو ول کرد و ازم فاصله گرفت ولی انگار اونم حال کرد
جونگکوک : چرا اونجوری بهش گفتی
ا.ت : اصلا ازش خوشم نیومد خیلی افاده ای بود
و بعد اداشو در آوردم جونگکوک یه لبخند ریزی زد
ا.ت : به چی میخندی؟
جونگکوک : به تو
ا.ت : چرا؟
جونگکوک : چون شبیه میمون درختی شدی
(ویو جونگکوک)
بهش گفتم شبیه میمون درختی شدی اما شبیه پری ها شده...بعد از این حرفم قرمز شد و منم خیلی خندیدم
ا.ت : اگه من شبیه میمونم تو هم شبیه گوسفند شدی
اصلا از این حرفش خوشم نیومد
جونگکوک : چی گفتی؟
ا.ت : گفتم شبیه گوسفند شدی
جونگکوک:جرات داری یه بار دیگه بهم بگو گوسفند تا ببینی چیکار میکنم
ا.ت:گوسفند گوسفند گوسفند
یهو آروم ه لش دادم سمت میز و با دوتا دستم بین میز و خودم گیرش انداختم...فقط چند سانتی متر با هم فاصله داشتیم...رفتم سمتش گوشش و گفتم
جونگکوک : خودت خواستی
تا اینو گفتم یهو یکی از روی استیج کوچیک که یه گوشه بود با میکروفون حرف زد و منم از ا.ت جدا شدم
...:خوش اومدید به این مراسم و ممنون ما این مراسم رو برای همکاری ۲ تا شرکت طراحی لباس که باهم همکاری کردن گرفتیم
ادامه پارت بعد🐞❤
- ۴.۴k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط