چند پارتی

چند پارتی
وقتی به عنوان عضو هشتم تورو گروگان میگیرن و....🦪🌊 پارت ششم:////

دختره ی نفهم فکر کردی من قدتم یا هم سنت که اینطوری منو سرکار میزاری...هاااان؟
مین هی {خب من تنهایی حوصلم سر میره...بی حوصلگی رو نمیتونم تحمل کنم...تقصیر خودته.
شی یان{واقعا که رو مخی...اخه چجوری تورو جایگزین من کردن*اخرش رو اروم گفت*
مین هی{چی گفتی؟

شی یان{هیچی...پاشو برو تو اتاقت همین الان هم خیلی بهت رحم کردم... پاشو*اخرش با داد*
مین هی{تو دلم وحشی نثارش کردم و اومدم برم تو اتاق که هان...دست راست شی یان اومد تو.
هان{قربان...هه قربان*داد*
شی یان{چی شده...این چه طرز اومدنه؟!
هان{قربان پلیسا...پلیسا محاصرمون کردن.

مین هی{چی؟...خوشحال اومدم به طرف در ورودی برم که موهام از پشت کشیده شد...ولم کن روانی.
شی یان{هه فکر کردین من از این چیزها میترسم...من حتی اگر بخوام بمیرمم تو هم باید با من بمیری ...دستش رو محکم گرفتم و به طرف درب پشتی خونه دویدم...با رسیدنم به حیاط به سمت ماشین ها دویدم و اومدم سوار ماشین بشیم که با برخورد تیری نزدیک به پام ایستادم و مین هی رو سپر جلوم قرار دادم و اسلحم رو روی سرش تنظیم کردم و رو به پلیس ها فریاد زدم...یه قدم دیگه جلو بیاین دخلش رو میارم...با صدای تیر مجدد دستم رو روی ماشه اسلحه گذاشتم که با صدا زدن اسمم توسط کسی خشکم زد.

جین{لی شی یان*داد*
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دیدگاه ها (۱۹)

بازیِ مرگ (The Game of Death)Part:1مین هان:قربان شما نمی‌فهم...

Kim v

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

پارت ۳۷

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط