{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه باید مست بود. این یعنی همه چیز و برای آن مانندی نتو

همیشه باید مست بود. این یعنی همه چیز و برای آن مانندی نتوان تصور کرد. برای حس نکردن بار سنگین زمان که کمرت را خم می کند و به زمین می زندت ، بایستی پیاپی خود را مست کنی.

اما از چه؟ از شراب ، از شعر ، از اشراق و از هر چه خواهی. لیک خود را مست کن.

اگر گاهی روزی ، روی پله های کاخی ، روی سبزه جویباری ، در تنهایی تیره اتاقت به خود می آیی و مستی زائل شده بود ؛ از باد ، از موج ، از ستاره ، از پرنده ، از ساعت دیواری ، از هر که می گریزد ، از هر که می نالد ، از هر که می گردد ، از هر که می خواند ، از هر که می گوید ، بپرس چه وقت است اکنون. باد ، موج ، ستاره ، پرنده و ساعت به تو خواهند گفت : «زمان مستی است اکنون. برای آنکه زمان تو را به بردگی نکشد ، خود را مست کن. دم به دم خود را مست کن. از شراب ، از شعر ، از اشراق و از هر چه که خواهی».
دیدگاه ها (۶)

سر میگه نه نهبا قلب میگه آرهمیگه آره به هر چی دوس دارهمیگه ن...

زیر پل میرابورود سن و عشق ما جاری استباید به یاد داشتشادی هم...

ما خیلی کوچک هستیمو دوست من گل سرخامروز صبح این را به من می ...

خورشید به نظرم خاموش می‌آیدبا ذهنت در آغوشم بگیرسرگشته بدون ...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط