عشقممنوعه
#عشق_ممنوعه
#پارت_۴۸
صدای شایان منو به خودم اورد
_هلن گریه نکن داغون میشم
سرمو فوری بالا بردم و بهش نگاه کردم که شایان با انگشت شستش اشکامو پاک کرد
_شایان چیشد چرا رفتی پیش جک چرا بهت چاقو زد نکنه تقصیر منه؟
_هلن الان راجبش حرف نزنیم باشه؟
_شایان من حاملم
چنان بی مقدمه اینو گفتم که رنگش عین گچ سفید شد
هول شد گفتم:
_ولی نگران نباش من زود وقت میگیرم از مطب دکتر سقتش میکنم
نزاشت ادامه حرفمو بزنم و با عصبانیت غرید
_غلط اضافی نکن هلن
_چی؟
مات و مبهوت بهش نگاه کردم
دستشو جلو اورد و فکمو تو دستش گرفت و صورتمو به سمت خودش نزدیک کرد
_هلن من این بچه رو میخوام
_شایان چرند نگو من هنوز ۱۸ سالمه امادگیشو ندارم هنوز فارغ تحصیل نشدم هنوز کار خودمو راه ننداختم
بازم پرید وسط حرفم
_هلن بحث تمومه وقتی میگم بچه رو میخوام یعنی حتی فکر سقت هم نباید از گوشه ذهنتم بگذره
_شایان نمیفهمی چی میگم؟
_هلنننن بچه من تو شکمته لامصب عمرا بزارم بکشیش
مات و مبهوت بهش زل زد
نمیدونم چرا یهو بغضم گرفت
شاید چون داد زده بود رو سرم
یک قطره اشک از صورتم پایین چکید و...
#پارت_۴۸
صدای شایان منو به خودم اورد
_هلن گریه نکن داغون میشم
سرمو فوری بالا بردم و بهش نگاه کردم که شایان با انگشت شستش اشکامو پاک کرد
_شایان چیشد چرا رفتی پیش جک چرا بهت چاقو زد نکنه تقصیر منه؟
_هلن الان راجبش حرف نزنیم باشه؟
_شایان من حاملم
چنان بی مقدمه اینو گفتم که رنگش عین گچ سفید شد
هول شد گفتم:
_ولی نگران نباش من زود وقت میگیرم از مطب دکتر سقتش میکنم
نزاشت ادامه حرفمو بزنم و با عصبانیت غرید
_غلط اضافی نکن هلن
_چی؟
مات و مبهوت بهش نگاه کردم
دستشو جلو اورد و فکمو تو دستش گرفت و صورتمو به سمت خودش نزدیک کرد
_هلن من این بچه رو میخوام
_شایان چرند نگو من هنوز ۱۸ سالمه امادگیشو ندارم هنوز فارغ تحصیل نشدم هنوز کار خودمو راه ننداختم
بازم پرید وسط حرفم
_هلن بحث تمومه وقتی میگم بچه رو میخوام یعنی حتی فکر سقت هم نباید از گوشه ذهنتم بگذره
_شایان نمیفهمی چی میگم؟
_هلنننن بچه من تو شکمته لامصب عمرا بزارم بکشیش
مات و مبهوت بهش زل زد
نمیدونم چرا یهو بغضم گرفت
شاید چون داد زده بود رو سرم
یک قطره اشک از صورتم پایین چکید و...
- ۳.۳k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط