{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات فقط ماله منه part

ا.ت فقط ماله منه ( part 2 )


چانگبین که حالا با شنیدن اسم خودش گوشاش تیز تر شده بود و با چشم های متعجب و کنجکاو نگاهتون میکرد باعث میشد هر لحظه نگرانیت بیشتر از قبل شه و فقط تلاش کنی تا این بحثه به ظاهر جذاب رو خاتمه بدی …

+ میشه تمومش کنین ؟
\ بابا کنجکاویم خب ، میخاییم بدونیم چی توی چانگبین دیدی که اون همه خاستگاره فوقوالعاده رو رد کردی ؟
+ به نظره من هیچ کدومش فوقوالعاده نبودن
~ وای دختر چی داری میگییی
‘ خدایی اون پسره که تو جشنواره بوسیدت خیلی خفن بود
+ بابا من اون شب مست بودممم
‘ به تو چیکار دارم پسر رو میگمم
+ خدایااا
\ نگفتی چرا با چانگبین ازدواج کردی ؟

صدای قدمای فردی به گوشت میرسید ، بعد از چند ثانیه ی نفر دیگه به جمعتون پیوست و اون فرد کسی نبود جز چانگبین ، دقیقا کنارت جا خشک کرد و گفت :

_ انگار خاستگارات زیادی تعریفی بودن ، تا حالا برام تعریف نکرده بودی
~ تازه کجاشو دیدی
\ خیلی باید خوشحال باشی که بین این همه مرد همه چی تموم این بانو نصیبت شده ها
_ صد در صد

نگاهش رو بهت داد و خیره نگاهت میکرد

_ خب منتظریم بانو ، چرا بین این همه خاستگار منو انتخاب کردی ؟ هوم ؟

دیدگاه ها (۱۳)

( part 13 ) Who would have thought I would fall in love with...

بگو بانو زبونت عادت کنه .. ( the last part )

بگو بانو زبونت عادت کنه ( part 2 ) _ فکر نمیکنی این طرز حرف ...

انگار واقعا خدا فرشته ای رو برام فرستاده که با بودنش احساس ا...

I lost youPart: 10جونگین: تو تنها زندگی میکنی؟چانگبین: نه من...

وقتی توی روز عروسیت....(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط