{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در انبوه سکوت میان من وتو

در انبوه سکوت میان من وتو حرفی بود کلامی در فاصله دو نگاه بی آن که آوایش حریم نازک سکوت مان را بشکند. چه صادقانه سخن گفتیم چه عاشقانه خندیدیم وچه کودکانه اخم از چهره گشودیم! کدام فریب از میان ما گذشت؟ ای کاش لب نمی گشودیم!
دیدگاه ها (۷)

.دیگر . نمی نویسم . . .دیگر از احساسم به تو نمی نویسمدیگر نم...

دلم که برایت تنگ می شودمی گیردفریاد می کشدمی تپدو باز تنگ می...

مبهـوت یکـ شـِکـست..!مغلوب یک اتِفاق..!مصلوب یک عــِشق..!مفع...

هرچه کردم نشدم از تو جدا، بدتر شد گفته بودم بزنم قید تو را، ...

پیوند خون و اختیارپارت ۲ | اولین نگاه، اولین شکسالن بزرگ عما...

معامله p18درهای اتاق با عجله باز شد.چند پزشک وارد شدند و تجه...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

نمیبخشمت p.23

007-آلما ویسکی - پارت ۳۳

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p81نینا با اخم گفت:«چیه؟»جیمین خیلی عادی...

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط