{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
دیگر . نمی نویسم . . .دیگر از احساسم به تو نمی نویسم
دیگر نمی نویسم دوستت دارم . . .
دیگر نمی نویسم بعد از تو چه به روزم آمد . . .
دیگر نمی نویسم دل کندن از تو مانند جان دادن بود . . .
دیگر از روز های عاشقانه یمان نمی نویسم . . .
دیگر نمی نویسم که به شانه هایت نیاز دارم . . .
دیگر نمی نویسم با آوردن اسمت دلم جان می گیرد . . .
دیگر از خواب های بی تو نمی نویسم . . .
دیگر نمی نویسم چه بی رحمانه رهایم کردی . . .
چه بی رحمانه به گریه هایم خندیدی . . .
و چه بی رحمانه از سرت افتادم . . .
دیگر نمی نویسم عشق تو تاوان سنگینی برای دلم بود . . .دیگر نمی نویسم برای با تو بودن چگونه جنگیدم . . .
و نمینویسم چگونه سپاه منطق تو در برابر سپاه احساس من پیروز شد . . .من . . دیگر . . .هیچ . . .نمی نویسم . . .جز اینکه دلتنگتم لـــعنـــتــــی....
دیدگاه ها (۲۲)

دلم که برایت تنگ می شودمی گیردفریاد می کشدمی تپدو باز تنگ می...

دغدغهء روزمره ام ، بودن توست !نفس کشیدنت ..ایستادنت...خندیدن...

در انبوه سکوت میان من وتو ...

مبهـوت یکـ شـِکـست..!مغلوب یک اتِفاق..!مصلوب یک عــِشق..!مفع...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

امروز یه روز عادی نیست.

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پروانه جان

نشان سوخته.

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط