من این چند روز دارم به مینسو خیانت میکنم
من این چند روز دارم به مینسو خیانت میکنم!
بدنش واسم تکراری بود!
دلسرد شده بودم ازش من واقعا!
دیگه حال بهونه های الکیشو نداشتم!
درسته اون خیلی سختی کشیده ولی من
دیگه دوستش، نداشتم!
سِنا همیشه میگفت مینسو خیلی مسخرسس ولی باور نمیکردم اخرشم فهمیدم واقعا مسخرس و حق با سِنا بود!
یه روز سِنا میخواست بیاد خونمون و مینسو هم گفته بود میره خرید اما تا در رو باز کرد واقعا شکه شدم
من داشتم شکه نگاش میکردم اما اون بایه لبخند تلخ
که صدای شکستن قلبش اومد ،کیکی رو که روش نوشته بود عشقم تولدت مبارک! رو از دست جیهوپ گرفت و اومد سمتم ،
و درگوشم زمزمه کرد.
یادت باشه دل دختری که دوست داشت رو شکوندی
کیم تهیونگ اما لطف رو مگه با لطف جواب نمیدن؟ پس تا بعد به امید دیدار "آروم "
این حرفش چه معنی داشت!
یعنی میخواست چیکار کنه!
سریعاً کلیدش و کیفش رو برداشت و رفت بیرون.
من شکه بودم که یه چیز صفت حس کردم، جونگ کوک الان با مشت زد تو صورتم!
×مگه نگفتی مراقبشی ها "داد" بعد یه هرزه رو اوردی خونه خودت و مینسو، اون باچه خوش حالی برای تو عوضی میخواست جشن تولد بگیره نگاه من حق دخالت ندارم اما میدونم خیانت چه دردی داره! "با هل دادن تهیونگ و داد"
و از کنارم رد شد و رفت بیرون عمارت.
و جیهوپ که اصلا انتظار نداشتم چیزی بگه و بیشتر سعی به درست شدن بکنه....
÷امروز هممون رو ناامید کردی
و دوستیمون رو به پایان رسوندی، همچ امیدی دیگه به دوستی ما نیست!
یونگی؟
اونم حرفش رو زد!
=کیم تهیونگ خیلی عوض شدی!
بعد اون روز سِنا اومد تو عمارت موند من حالم بعد شد وهروز عصبی تر میشدم و هرچی سر راهم بود رو خورد میکردم و هرروز یه جاییم زخمی میشد حالم مثل وقتیه که: یه چیز مهمی از اعضای بدنم جدا شده!
یه روز سِنا گوشیش زنگ خورد و رفت تو اتاق بهش شک کرده بودم اون هر روز وقتی تلفنش زنگ میخورد میرفت تو اتاق دروغ های الکی!
آروم رفتم همراهش طبقه بالا؛
پشت در اتاق وایسادم و گوش میدادم.....
$سلام عشقم
......
$عا اون کیم تهیونگ احمق.
......
$همه چیشو به خاطر من ول کرد حتی اون زن احمقشو.
......
$اها خوب باشه نفسم بای!
سریعا در اتاق رو باز کردم و روبروی سِنا وایسادم
$ع. ع. عشقم از کی اونجا بودی"استرسی"
اون کی بود؟ "کمی بلند"
$چ. چ. چ. چی کیرو میگی"ترس "
کی رو میگم ها"بلند "
از موهاش گرفتم و به بادیگارد ها دادامش!
حالا یکم زیر اونا جون بده تا بفهمی احمق کیه! "نسبتا بلند"
$نه نه نههههه "داد"
وایسین!
$عشقمممم "ذوق"
بدنش واسم تکراری بود!
دلسرد شده بودم ازش من واقعا!
دیگه حال بهونه های الکیشو نداشتم!
درسته اون خیلی سختی کشیده ولی من
دیگه دوستش، نداشتم!
سِنا همیشه میگفت مینسو خیلی مسخرسس ولی باور نمیکردم اخرشم فهمیدم واقعا مسخرس و حق با سِنا بود!
یه روز سِنا میخواست بیاد خونمون و مینسو هم گفته بود میره خرید اما تا در رو باز کرد واقعا شکه شدم
من داشتم شکه نگاش میکردم اما اون بایه لبخند تلخ
که صدای شکستن قلبش اومد ،کیکی رو که روش نوشته بود عشقم تولدت مبارک! رو از دست جیهوپ گرفت و اومد سمتم ،
و درگوشم زمزمه کرد.
یادت باشه دل دختری که دوست داشت رو شکوندی
کیم تهیونگ اما لطف رو مگه با لطف جواب نمیدن؟ پس تا بعد به امید دیدار "آروم "
این حرفش چه معنی داشت!
یعنی میخواست چیکار کنه!
سریعاً کلیدش و کیفش رو برداشت و رفت بیرون.
من شکه بودم که یه چیز صفت حس کردم، جونگ کوک الان با مشت زد تو صورتم!
×مگه نگفتی مراقبشی ها "داد" بعد یه هرزه رو اوردی خونه خودت و مینسو، اون باچه خوش حالی برای تو عوضی میخواست جشن تولد بگیره نگاه من حق دخالت ندارم اما میدونم خیانت چه دردی داره! "با هل دادن تهیونگ و داد"
و از کنارم رد شد و رفت بیرون عمارت.
و جیهوپ که اصلا انتظار نداشتم چیزی بگه و بیشتر سعی به درست شدن بکنه....
÷امروز هممون رو ناامید کردی
و دوستیمون رو به پایان رسوندی، همچ امیدی دیگه به دوستی ما نیست!
یونگی؟
اونم حرفش رو زد!
=کیم تهیونگ خیلی عوض شدی!
بعد اون روز سِنا اومد تو عمارت موند من حالم بعد شد وهروز عصبی تر میشدم و هرچی سر راهم بود رو خورد میکردم و هرروز یه جاییم زخمی میشد حالم مثل وقتیه که: یه چیز مهمی از اعضای بدنم جدا شده!
یه روز سِنا گوشیش زنگ خورد و رفت تو اتاق بهش شک کرده بودم اون هر روز وقتی تلفنش زنگ میخورد میرفت تو اتاق دروغ های الکی!
آروم رفتم همراهش طبقه بالا؛
پشت در اتاق وایسادم و گوش میدادم.....
$سلام عشقم
......
$عا اون کیم تهیونگ احمق.
......
$همه چیشو به خاطر من ول کرد حتی اون زن احمقشو.
......
$اها خوب باشه نفسم بای!
سریعا در اتاق رو باز کردم و روبروی سِنا وایسادم
$ع. ع. عشقم از کی اونجا بودی"استرسی"
اون کی بود؟ "کمی بلند"
$چ. چ. چ. چی کیرو میگی"ترس "
کی رو میگم ها"بلند "
از موهاش گرفتم و به بادیگارد ها دادامش!
حالا یکم زیر اونا جون بده تا بفهمی احمق کیه! "نسبتا بلند"
$نه نه نههههه "داد"
وایسین!
$عشقمممم "ذوق"
- ۱.۹k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط