مادر کوک سلام عزیزم چقدر خوشگلی
مادر کوک . سلام عزیزم چقدر خوشگلی
همه سلام کردن .
یانگی . سلام .
مامان یانگی . شما با کوک برید تو اتاق حرف هاتون رو بزنید بیاید .
رفتیم بالا.
در اتاق رو باز کردم . که ....
در محکم بسته شد و من با دیوار چسبیده شدم .
کوک. باید یه قانون هایی داشته باشیم .( نیشخند)
یانگی . میتونی اینا هارو هم توی حالت آدی بگی هوم .
کوک. زن خودمی دوست دارم هرجوری بخوام بهت میگم .
۱. توی کار های من دخالت نمیکنی
۲. نزدیک هیچ پسری نمیشی .
۳. هر وقت خواستی بری بیرون اجازه میگیری یا باهم میریم یا با بادیگارد ها اوکی .
یانگی . هوم .
میخواست نزدیک صورتم بشه . که صدای مامانم اومد سریع از اون موقعیت فرار کردم .
پرش به موقع خوردن غذا .
م یانگی . چطور بود صحبت هاتون .
یانگی . خوب بود . اوکیه .
پ کوک . خب پس ما هم تصمیم گرفتیم . پس فردا عروسیه .
یانگی . ( سرفه ) عه ... عه ببخشید ولی زود نیست .
کوک. نه اتفاقا عالیه .
م یانگی . خوب پس اوکیه ؟
م کوک. اره اوکیه .
پ کوک . خب پس تمومه .
م کوک. خب دیگه ما باید بریم .
پ کوک. اره خیلی زحمت دادیم .
م یانگی . کجا ... بیشتر بمونین سره شبه .
پ یانگی . خانومم درست میگه بمونین .
پ کوک . فردا کلی کار داریم باید بریم . من برم پایین ماشین رو دربیارم .تا شما بیان خدافظ.
پ یانگی . خدانگهدار .
چند دقیقه بعد .
م کوک . خب دیگه ما باید بریم .
رفتن دم در .
که ...گوشی کوک زنگ خورد .
کوک. بله ... چی اها چیکار کنیم.باشه باشه
م کوک . چی شده .
کوک . بابا میگه ماشین پنچر شده .
م یانگی . چه بد شد خب حالا که پنچر شده بمونین .
م کوک . نه .. زنگ میزنیم بادیگاردا بیان.
پ یانگی . بابا این چه حرفیه .تا اونا بیان ساعت ۲ شبه . خطرناکه زنگ بزنین بگین بیان بالا امشب بمونین .
م یانگی . اره ... فردا هم یانگ هی و کوک باهم میرن خرید.
م کوک. باشه .
شب شد.
پ یانگی . متاسفانه ما سه اتاق بیشتر نداریم .
م کوک. اشکال نداره . کوک و یانگی باهم من و پدر کوک باهم شما هم که باهم .
م یانگی . اره این خوبه .
برید بخوابید .
یانگی . ب ... باشه .
کوک .😈😈😈
یانگی . بریم .
کوک . بریم .
همه سلام کردن .
یانگی . سلام .
مامان یانگی . شما با کوک برید تو اتاق حرف هاتون رو بزنید بیاید .
رفتیم بالا.
در اتاق رو باز کردم . که ....
در محکم بسته شد و من با دیوار چسبیده شدم .
کوک. باید یه قانون هایی داشته باشیم .( نیشخند)
یانگی . میتونی اینا هارو هم توی حالت آدی بگی هوم .
کوک. زن خودمی دوست دارم هرجوری بخوام بهت میگم .
۱. توی کار های من دخالت نمیکنی
۲. نزدیک هیچ پسری نمیشی .
۳. هر وقت خواستی بری بیرون اجازه میگیری یا باهم میریم یا با بادیگارد ها اوکی .
یانگی . هوم .
میخواست نزدیک صورتم بشه . که صدای مامانم اومد سریع از اون موقعیت فرار کردم .
پرش به موقع خوردن غذا .
م یانگی . چطور بود صحبت هاتون .
یانگی . خوب بود . اوکیه .
پ کوک . خب پس ما هم تصمیم گرفتیم . پس فردا عروسیه .
یانگی . ( سرفه ) عه ... عه ببخشید ولی زود نیست .
کوک. نه اتفاقا عالیه .
م یانگی . خوب پس اوکیه ؟
م کوک. اره اوکیه .
پ کوک . خب پس تمومه .
م کوک. خب دیگه ما باید بریم .
پ کوک. اره خیلی زحمت دادیم .
م یانگی . کجا ... بیشتر بمونین سره شبه .
پ یانگی . خانومم درست میگه بمونین .
پ کوک . فردا کلی کار داریم باید بریم . من برم پایین ماشین رو دربیارم .تا شما بیان خدافظ.
پ یانگی . خدانگهدار .
چند دقیقه بعد .
م کوک . خب دیگه ما باید بریم .
رفتن دم در .
که ...گوشی کوک زنگ خورد .
کوک. بله ... چی اها چیکار کنیم.باشه باشه
م کوک . چی شده .
کوک . بابا میگه ماشین پنچر شده .
م یانگی . چه بد شد خب حالا که پنچر شده بمونین .
م کوک . نه .. زنگ میزنیم بادیگاردا بیان.
پ یانگی . بابا این چه حرفیه .تا اونا بیان ساعت ۲ شبه . خطرناکه زنگ بزنین بگین بیان بالا امشب بمونین .
م یانگی . اره ... فردا هم یانگ هی و کوک باهم میرن خرید.
م کوک. باشه .
شب شد.
پ یانگی . متاسفانه ما سه اتاق بیشتر نداریم .
م کوک. اشکال نداره . کوک و یانگی باهم من و پدر کوک باهم شما هم که باهم .
م یانگی . اره این خوبه .
برید بخوابید .
یانگی . ب ... باشه .
کوک .😈😈😈
یانگی . بریم .
کوک . بریم .
- ۵۸
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط