{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز هوس کردم

امروز هوس کردم
باران باشم
ببارم
و روی همه دلتنگی ها چتری بگیرم
تا خاطرات خیس خورده شعر نشود

خدا را چه دیده ای ؟؟؟
شاید
نوشته هایم را آب بُرد
و کنار هر رودی یک کتاب رویید
دیدگاه ها (۶)

اے رفتہ زدلراست بگوبهر چہ امشب با خاطره‌ها آمده‌اےباز بہ سوی...

کاش،گلدان پشت پنجره‌ات بودم ...هی زرد می‌شدم ؛هی غصه‌ام را م...

اینجا من،بستگی دارم به توبه حرفهایت،آرامشت، به بودنتاینجا اگ...

دل بستـــــن ...مثل پـــــرت ڪردن سنگے تودریـــــاستولے دل ڪ...

روزی...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط