{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بهار زندگی احساس پیری میکنم

در بهار زندگی احساس پیری میکنم

با همه آزادگی فکر اسیری میکنم

بس که بد دیدم ز یاران به ظاهر مهربان

بعد از این بر کودک دل سخت گیری میکنم

در به رویم بسته ام ، از این و از آن خسته ام

من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام

ای خدای آسمان ، بهتر تو میدانی که من

بارها در راه او تا پای جان بنشسته ام
دیدگاه ها (۱)

در بهار زندگی احساس پیری میکنمبا همه آزادگی فکر اسیری میکنمب...

دربهار زندگي احساس پيري ميکنمباهمه آزادگي فکراسيري ميکنمدربه...

در بهار زندگی احساس پیری میکنمبا همه ازادگی فکر اسیری میکنمب...

دربهار زندگی احساس بیری میکنم /با همه ازادگی فکر اسیری میکنم...

بسم الله الرحمن الرحیم فرازی از وصیت‌نامه الهی سیاسی سردار ش...

شنیدم چون دل من  دل تو بی قراره          تو هم در انتظاری که...

شنیدم چون دل من  دل تو بی قراره          تو هم در انتظاری که...

اشعار مناجات با خدا . زمزمه بس‌که به روی شانه‌ام کوه گنه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط