آن قدر سمت گنه رفتم و تحقیر شدم
آن قدر سمت گنه رفتم و تحقیر شدم /
من به جان خودت از جان خودم سیر شدم /
نفس اماره مرا خوار و ذلیلم کرده /
خیلی از دست خودم نادم و دلگیر شدم /
گرچه ظرف نمک یار شکستم، اما /
باز هم بر سر این سفره نمک گیر شدم /
میگذشتم شبی از تکیه، صدا می آمد/
با همان گوشه چشم تو زمینگیر شدم/
چشم وا کردم و دیدم که شب تاسوعاست! /
این چنین بود که با زلف تو درگیر شدم/
گرچه کلب در این خانه شرف داشت به من! /
ولی انگار که من هم غل و زنجیر شدم/
تا که سنگینی بار گنهم کم بشود .../
نهمین روز به عشق تو علم گیرشدم /
گوش کن حافظ دلخسته کمی حرف مرا
بهر این بیت، غزل گفتم و پیگیر شدم :
(بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین /
من نشستم به لب علقمه و پیر شدم)
من به جان خودت از جان خودم سیر شدم /
نفس اماره مرا خوار و ذلیلم کرده /
خیلی از دست خودم نادم و دلگیر شدم /
گرچه ظرف نمک یار شکستم، اما /
باز هم بر سر این سفره نمک گیر شدم /
میگذشتم شبی از تکیه، صدا می آمد/
با همان گوشه چشم تو زمینگیر شدم/
چشم وا کردم و دیدم که شب تاسوعاست! /
این چنین بود که با زلف تو درگیر شدم/
گرچه کلب در این خانه شرف داشت به من! /
ولی انگار که من هم غل و زنجیر شدم/
تا که سنگینی بار گنهم کم بشود .../
نهمین روز به عشق تو علم گیرشدم /
گوش کن حافظ دلخسته کمی حرف مرا
بهر این بیت، غزل گفتم و پیگیر شدم :
(بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین /
من نشستم به لب علقمه و پیر شدم)
- ۲.۹k
- ۱۳ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط