{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی‌ مانند یک پتوی کوتاه است.

زندگی‌ مانند یک پتوی کوتاه است.
آن را بالا می‌کشید، انگشت شستتان بیرون میزند؛
آن را پایین می‌کشید شانه‌هایتان از سرما میلرزد...
ولی‌ آدم‌های شاد زانوهای خود را کمی‌ خم می کنند و شب راحتی‌ را سپری میکنند.
دیدگاه ها (۲)

ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯﺁﺧﺮﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ ... ﭘﯿﺮﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ ... ﺁﻧﮕﺎﻩ ...

ﮔﺮﮔﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯾﺶ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﮐﻪ ﺁ...

سلام ... صبح همگی بخیر...... تقدیم به همه دوستهام که بایک دن...

پایان نوشت. قرارنبوددیگربنویسم. ازفکرکردن به کلمات خسته شده ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

p30

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

سناریو ران

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

تکپارتی | جونگکوک

#عشق_سمی #پارت_سوم(این رمان فیکشن و فیک است و ربطی به دنیای ...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

...My evil angel...پارت ¹⁴🪽🔥 فصل دومکوچولو🎀...صبح روز بعد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط