{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب باران قرار با#پنجره داشت

دیشب باران قرار با#پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت..
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک، ... چکار با پنجره داشت..
دیدگاه ها (۱)

من می روم...و کلید این #خانه ی دلگیر را،زیر هیچ#گلدانی نخواه...

#خانه پدربزرگ را دوست داشتمظهر که می شد بوی غذا تمام اتاق را...

#خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثے کردرهگذر...

غنچه با دل گرفته گفت:#زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خ...

باران

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت سوم:* شب میگذره و صبح رو...

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 4ویو نویسندهتهیونگ از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط