{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Blue Butterfly

Blue Butterfly..
Julie and tehyung
Part 4

ویو نویسنده

تهیونگ از جیمین جدا شد و رو به دختر،با لبخند گفت:
ته: چطوری عزیزم؟ روزت خوش.
جولی مشکوک شد اما لبخندی زد و گفت..
جولی: عالیم..تو رو هم که دیدم عالی تر شدم.

و بعد با نگاهی ناخوانا به جیمین نگاه کرد.
جولی: جیمین..میدونی تو مدرسه چخبره؟ همه پچ پچ میکنن..
جمین بالای ابرو‌ی چپش را خاراند و با تن صدای آرومی گفت:

جیمین: قتل شده...
دختر یکه خورد..
جولی: ولی چرا همه تو مدرسه دارن درموردش صحبت میکنن؟

تهیونگ با حالت ناراحتی گفت:
_: توی مدرسه انجام شده..و گفته میشه استاد جانگ و چندتا از دانشجو ها کشته شدن.

دختر کپ کرد.. مگه میشد!!
قتل تو مدرسه؟!

با تن صدای ضعیفی پرسید.
_: کی این اتفاق افتاد؟

جیمین جواب داد.
جیمین: دیشب..ساعت هشت شب..آخرین کلاس اون روز بود..

دختر سری تکان داد و به هوسوک فکر کرد.
جولی: حتما برای هوسوک سخت بوده..استاد جانگ عموش بود.

تهیونگ با تعجب پرسید.
_: عموش؟!!
جولی: آره.. نمیدونستی؟!

تهیونگ کمی فکر کرد و گفت:
_: نه

هرسه تو فکر بودن که صدای عصبانی جونگ کوک به گوش رسید.

کوک:..

ادامه دارد...
حمایت کنید تا پارت های بعد هم بزارم..
دیدگاه ها (۱۱)

جیمین تا آخر ددی میمونهههههههه

بچه ها امکان اینکه مسدود بسم زیاده.الانم نمیدونم چرا یدفعه پ...

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 3ویو نویسنده بعد از پ...

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 2ویو نویسندههمراه با ...

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 5ویو جولیهرسه تامون ت...

Blue Butterfly..Julie and tehyung Part 6جونگ کوک خنده ای کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط