{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را با غیر خود می بینم صدایم در نمی آید 

تو را با غیر خود می بینم صدایم در نمی آید 

دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی افتادم

 تحمل می رود اما شب غم سر
نمی آید

کپی ممنوع
دیدگاه ها (۳)

تورا با غیر میبینم صدایم در نمی آید دلم میسوزد و کاری ز دستم...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط