{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه ماه بعدشخص سوم

"سه ماه بعد-شخص سوم"
تو این سه ماه جیم و نیو زندگی خوب و ارومی داشتن و بیشتر هم میدارن
"رستوران دریا-۱۸:۰۰ عصر"
-نیو
-جونم جیمی
جیم پاک کوچیکی رو به سمت نیو برد و گفت
-بازش کن
نیو خیلی اروم پاکت رو برداشت و باز کرد و محتواش رو زمزمه کرد
-بلیط پاریس برای پسفردا...چی؟بلیط پاریس؟
و با چشم هایی گرد شده و متعجب زل زد به جیم
-جیمی الان با من جدی ای؟
-معلومه...میریم پاریس و همونجا زندگی میکنیم
-جیمی...جیمی واقعا...واقعا داری میگی دیگه؟
-چرا باید الکی بگم
-نمیدونم
که بعد گارسون اومد و غذاشون رو گذاشت رو میز و رفت و اون دوتا غذاشون رو خوردن...کلی هم بگو بخند کردن و در اخر هم رفتن خونه شون
دیدگاه ها (۲)

"پسفردا-ساعت ۰۴:۱۷ صبح-شخص سوم"نیو و جیم تمام زندگیشون رو تو...

"۱۰:۱۶ صبح-پاریس-شخص سوم"رسیدن و از فرودگاه خارج شدن...کنار ...

تو ماشین جیم با صدایی اروم رو به نیو گفت-حالت خوبه؟-نه...اصل...

"یک روز بعد-ساعت نامشخص-نیو"وقتی از بیهوشی به ظاهر خواب بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط