{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ماشین جیم با صدایی اروم رو به نیو گفت

تو ماشین جیم با صدایی اروم رو به نیو گفت
-حالت خوبه؟
-نه...اصلا
و بعد هردو ساکت شدن...جیم تصمیم داشت نیو رو از اون وضیعت نجات بده ولی مثل اینکه حتی وضعیتشو بدترم کرد...بالاخر بعد از ۴۰ دقیقه رسیدن...پیاده شدن...یه خونه ی متوسط که معلوم بود مدت هاست که بهش سر زده نشده...جیم شروع کرد به باز کردن قفل در و حرف زدن
-این خونه رو وقتی قرار بود محافظت بشم خریدم...میتونی تا هر وقت دلت خواست اینجا پیشم زندگی کنی...میتونی از لباسای من استفاده کنی تا بریم خرید
و بعد در رو باز کرد و رفت داخل و نیو هم پشت سرش وارد شد
-نیازی نیست...بزودی قراره برم
-کجا؟
-قبرستون
جیم خنده ی کوتاه و بی صدایی کرد و گفت
-شوخی میکنی دیگه؟
-نه جدیم
-چی؟جدی ای؟
-اره...بزودی میخوام خودکشی
و لب های جیم بود که رو لبش فرود اومد و نذاشت ادامه ی حرفش رو بزنه...بعد از چند ثانیه لباهاشو رو برداشت و گفت
-دیگه نشنوم اینو بگی
و بعد چراغای خونه رو روشن کرد و رفت داخل اتاق‌‌‌
-متاسفانه یا خوشبختانه اینجا یه اتاق داره و یه تخت دونفره...میخوای من رو کاناپه بخوام تو رو تخت...هرجور تو راحتی
-بنظر من که دوتامون رو تخت بخوابیم بهتره
-باش
و بعد رفت داخل اتاق و گفت
-من میرم حموم...تو یخچال غدا و تو کمد لباس هست
نیو با صدایی اروم لب زد
-باش
دیدگاه ها (۴)

"سه ماه بعد-شخص سوم"تو این سه ماه جیم و نیو زندگی خوب و اروم...

"پسفردا-ساعت ۰۴:۱۷ صبح-شخص سوم"نیو و جیم تمام زندگیشون رو تو...

"یک روز بعد-ساعت نامشخص-نیو"وقتی از بیهوشی به ظاهر خواب بیدا...

اینم دوتا پارت زیبای دیگه.راستی.عکسایی که فعلا میزارم(به غیر...

بین دو دنیا p5

امگا کوچولو پارت دومکوک وقتی رسید خونه به گوشی ته یونگ زنگ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط