{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه وقتی در شب موهای تو گم می شود

ماه وقتی در شب موهای تو گم می شود
کاروانی بین ابروهای تو گم می شود

ناخدا هر قدر دریا رابلد باشد شبی
کشتی اش در موج گیسوهای تو گم می شود

وحشتم از مرگ خیلی کمتر است از لحظه ای
که سری بر روی زانو های تو گم می شود

کاروان سالار من زنگ شتر های عرب
لای آواز النگو های تو گم می شود

مانده ام یا آسمان در چشمهایت مخفی است
یا زمین در بین بازوهای تو گم می شود
دیدگاه ها (۱)

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

My professor Chapter:2Part:84اما بعد ، یه دفعه، بی مقدمه، تن...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

p27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط