A kiss of chocolate wine

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ¹²

روی تخت نشست متوجه نفس عمیقی از رایحم که روی تخت مونده بود کشید ، شدم اما به روی خودم نیاوردم و گفتم : عام خب.. دوباره سلام؟
با این حرفم لبخند نرمی زد که امگای درونم از لبخندش دمشو تکون دادوات د فاک؟
جیمین : سلام بيب
با این حرفش شوکه شدم اما به روی خودم نیاوردم بهرحال که تا چندروز دیگه همسرم میشد
جیمین : موضوعی هست که باید در موردش باهات صحبت کنم
-اوه حتما بفرمایید
جیمین : تو جفت حقیقی منی
-چیییی؟
جیمین : از همون موقعی که دیدمت متوجه شدم چون یه آلفای خون خالصم و میتونم بفهممش
-اما.. چرا همون موقع چیزی نگفتی؟
جیمین : تو اون شرایطی که از اسمون داشت تیر میبارید که نمیشد اینو بگم
-اوه درسته.. اما من چرا چیزی حس نکردم یا نمیکنم؟
جیمین : چون بابت ماموریتام از سرکوبگر رایحه استفاده میکنم و یه جورایی این رایحمو مختل میکنه و باعث میشه از رایحه اصلیم فاصله بگیرم تا نتونن با رایحم شناساییم کنن ولی با لمس کردنم میتونی متوجه بشی
دستشو جلو آورد و رو به روی دستم نگه داشت ؛ با تردید دستمو به سمتش بردم و انگشتامو روی دستش کشیدم که درجا گرگم زوزه ای از خوشحالی کشید و به نشانه ی مطیع بودن سر خم کرد.
-جفت
جیمین : درسته.. تو امگای منی
-آلفا ..
جیمین : متوجهم که کمی شوکه کنندس شرایط برات و منم توقع ندارم با همه این حجم از اطلاعاتی که از من و اینکه جفتتم به دست آوردی یه شبه کنار بیای ما وقت زیادی نداریم و همونطور که میدونی آخر هفته که میشه چهار روز دیگه باید ازدواج کنیم
اما بعد اون بهت مهلت میدم تا با اینکه قراره من شوهرت آلفات باشم کنار بیای و بهم علاقمند بشی
تا اون موقع باهم به عنوان دوتا همخونه و دوست خوب کنار میایم و توقع دارم کم کم رابطمونو صمیمانه تر کنیم. مشکلی نیست؟
+نه حرفات كاملا منطقی بود و قبولشون دارم ممنون درکم میکنی
لبخند نرمی زد و گفت : حرفی داری که باید بدونمش ؟
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت 12-نه فقط کمی بابت همین موارد اضطراب داشتم که خب ...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹¹شاید اون خطرنا...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰جیمین : حدودا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط