{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت 12

ادامه پارت 12

-نه فقط کمی بابت همین موارد اضطراب داشتم که خب تا حدود زیادی برطرف شد میترسیدم بعد ازدواج درجا مارکم کنی و خب میدونی اون اتفاقای بعدش میترسوندم
جیمین : بهت اطمینان میدم تا وقتی که نخوای قرار نیست دستم به بدنت بخوره اما بعد ازدواج نمیتونم مارکت نکنم ؛ میدونی که.
-بله .. فقط از دردش میترسم .. تو یه خون خالصی و زهرت هم قوی تره
جیمین : تموم سعیمو میکنم که درد زیادی نکشی شکلاتی
و بعد این حرفش میتونستم رایحه ارامبخششو که از عمد بیشتر پخشش کرد حس کنم و باید بگم واقعا اروم شده بودم !
-خیلی ممنونم ازت. فکر نکنم مورد دیگه ای باشه
جیمین : درسته؟
-بله
جیمین : پس میتونیم بریم
چرخید و باهم از اتاق بیرون رفتیم که نگاهای همه روی ما حس میکردم دارم زیادی خجالت میکشم و سعی کردم که حرف بزنم اما مثل اینکه جیمین متوجه رایحه مضطربم شد و خودش شروع به
حرف زدن کرد : ما مشکلی بابت این قضیه نداریم و درضمن امیلی امگای من و جفت حقیقی منه
دیدگاه ها (۵۲)

Heir of Light and Darknesspart : 2پس از ده دقیقه تهیونگ از ا...

You are paying back karma پارت¹³²¹:³⁰زنگ در به صدا دراومد، آ...

My friend ♡:)part.22...ازت میخوام تو مدلی بشی که با اونا عکس...

قلب های تپنده"میکشم، کسی رو که قصد آسیب به دخترم پیدا کنه." ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط