مانند طفل دربدری گریه می کنم ...
مانند طفل دربدری گریه می کنم ...
مثل گدای پشت دری گریه میکنم ...
اشک مرا زمان گدایی ندیده اند ...
این بار چون تو می گذری گریه می کنم ...
حالا که بین این همه مردم زیادی ام ...
از این به بعد یک نفری گریه میکنم ...
حتی اگر مرا بزنی قول میدهم ...
با آب و تاب بیشتری گریه می کنم ...
تنبیه تو حواس مرا جمع میکند ...
من سالها ز خیره سری گریه میکنم ...
بار مرا کسی نخریده تو می خری؟ ...
بار مرا بخر ، نخری گریه می کنم ...
از چند جا شکسته پرم ای شکسته بند ...
از غصه ی شکسته پری گریه میکنم ...
این روزه ها به درد قیامت نمیخورند ...
دارم برای بی سپری گریه می کنم ...
آقا نیامد و دل ما همچنان شکست ...
در پای سفره سحری گریه میکنم ...
جان همان که زائر بابا نشد مرا ....
یک کربلا ببر نبری گریه میکنم ...
مثل گدای پشت دری گریه میکنم ...
اشک مرا زمان گدایی ندیده اند ...
این بار چون تو می گذری گریه می کنم ...
حالا که بین این همه مردم زیادی ام ...
از این به بعد یک نفری گریه میکنم ...
حتی اگر مرا بزنی قول میدهم ...
با آب و تاب بیشتری گریه می کنم ...
تنبیه تو حواس مرا جمع میکند ...
من سالها ز خیره سری گریه میکنم ...
بار مرا کسی نخریده تو می خری؟ ...
بار مرا بخر ، نخری گریه می کنم ...
از چند جا شکسته پرم ای شکسته بند ...
از غصه ی شکسته پری گریه میکنم ...
این روزه ها به درد قیامت نمیخورند ...
دارم برای بی سپری گریه می کنم ...
آقا نیامد و دل ما همچنان شکست ...
در پای سفره سحری گریه میکنم ...
جان همان که زائر بابا نشد مرا ....
یک کربلا ببر نبری گریه میکنم ...
- ۳.۳k
- ۲۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط