بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ قسمت دوم :
ج) - معنویت چیزی جز همان معرفت و یاد خداوند متعال که موجب توجه به آخرت و رعایت اوامر و نواهی او می گردد نیست. همان که از آن به ایمان و تقوا یاد میکنیم. پس هر چه این توجه بیشتر و عمیقتر باشد، معنویت نیز تشدید میگردد.
د) - کم شدن ایمان یا توجه، به ازدواج یا اشتغال ربطی ندارد، مضافاً بر این که ازدواج سبب تحکیم بیشتر ایمان و تضمین از لغزش های بسیاری میگردد، بلکه ایمان از ابتدا آن گونه که باید به قلب رسوخ نکرده و متزلزل است؛لذا با پیش آمدها یا گرفتاریها و یا مشغله های متفاوت که از آنها به امتحان نیز یاد می شود، این ضعف و تزلزل پنهانی را آشکار می شود.
جبران این کاستیها نیز راه حل دارد. به عنوان مثال انسان به خود عادت دهد که به هر قیمتی شده و در هر کجا که هست و با هر شرایطی که وجود دارد، نمازش را اول وقت بخواند و نگذارد که شیطان او را بفریبد که حالا وقت هست، حالا این کار واجبتر است، حالا که حضور قلب نیست و دوم آن که انسان باید به فرموده اهل بیت علیهمالسلام، همان طور که برای تأمین معاش، حضور با خانواده، تفریح و لذات حلال وقتی میگذارد، برای راز و نیاز با معبودش نیز اوقاتی را در طی شبانه روز تعیین کرده و تخصیص دهد. مثلاً بگوید برای هر نماز اول وقتی ده دقیقه و در نهایت نیز میخواهم نیم ساعت در صبح یا شب با خدای خودم خلوت کنم. قرآن بخوانم، نماز بخوانم، دعا بخوانم، حرف بزنم، راز ونیاز کنم، مشکلات مادی و معنویام را بگویم. و در این فاصله چند بار سجده کند، آن وقت میبینید که این ارتباط برایش چه معنویتی میآورد. حتی اگر یک بار انجام شود، چه رسد به این که تداوم یابد.(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
ج) - معنویت چیزی جز همان معرفت و یاد خداوند متعال که موجب توجه به آخرت و رعایت اوامر و نواهی او می گردد نیست. همان که از آن به ایمان و تقوا یاد میکنیم. پس هر چه این توجه بیشتر و عمیقتر باشد، معنویت نیز تشدید میگردد.
د) - کم شدن ایمان یا توجه، به ازدواج یا اشتغال ربطی ندارد، مضافاً بر این که ازدواج سبب تحکیم بیشتر ایمان و تضمین از لغزش های بسیاری میگردد، بلکه ایمان از ابتدا آن گونه که باید به قلب رسوخ نکرده و متزلزل است؛لذا با پیش آمدها یا گرفتاریها و یا مشغله های متفاوت که از آنها به امتحان نیز یاد می شود، این ضعف و تزلزل پنهانی را آشکار می شود.
جبران این کاستیها نیز راه حل دارد. به عنوان مثال انسان به خود عادت دهد که به هر قیمتی شده و در هر کجا که هست و با هر شرایطی که وجود دارد، نمازش را اول وقت بخواند و نگذارد که شیطان او را بفریبد که حالا وقت هست، حالا این کار واجبتر است، حالا که حضور قلب نیست و دوم آن که انسان باید به فرموده اهل بیت علیهمالسلام، همان طور که برای تأمین معاش، حضور با خانواده، تفریح و لذات حلال وقتی میگذارد، برای راز و نیاز با معبودش نیز اوقاتی را در طی شبانه روز تعیین کرده و تخصیص دهد. مثلاً بگوید برای هر نماز اول وقتی ده دقیقه و در نهایت نیز میخواهم نیم ساعت در صبح یا شب با خدای خودم خلوت کنم. قرآن بخوانم، نماز بخوانم، دعا بخوانم، حرف بزنم، راز ونیاز کنم، مشکلات مادی و معنویام را بگویم. و در این فاصله چند بار سجده کند، آن وقت میبینید که این ارتباط برایش چه معنویتی میآورد. حتی اگر یک بار انجام شود، چه رسد به این که تداوم یابد.(پایان)
- ۱.۴k
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط