{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای گریه ها خاموش

صدای گریه ها خاموش
تمومِ خنده ها تلخن

خیابون تو قرنطینس
همه از کوچه میترسن

کسی ما رو نمیفهمِ
تو این فریادِ نامفهوم

کسی از ما نمیخونه
بجز جغد و کلاغی شوم

مثه هفت روزِ یک هفته
همش درگیرِ تکراریم

به جرم عشق و آزادی
به هم حبسِ ابد دادیم
دیدگاه ها (۹)

ﺩﺭ ﺑﻄﻦ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺷﻬﺮﻡ ﭼﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﺩﻳﺪ؟ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﺩﻳﺪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﻋﻤﻖ ﻣﻌ...

اگر احساس کنم خداوند.... ...پاداش نیکی هایم را و سزای مشقت ه...

زیر پای هر درخت،یک تبر گذاشتیمهرچه بیشتر شدند،بیشتر گذاشتیمت...

اری اشک رازیست در چشمان خسته ی کودک فال فروش کنار خیابان لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط