هت وارث
هـ؋ـت وارث🍷
Part33
کانگ اون مردک ...سرم گیج میرفت ..
تمام اون سال ها ،تمام اون درد ها سر این مرد تحمل کردم ...کانگ ،اسمی که همیشه با تنفر تلفظ میکردم روزی تنها امیدم بود ولی الان ..هع ..
صدای آریا از پشت خط که همش صدام میزد توی گوشم میپیچید ولی انگار هیچ صدایی نمیشنیدم ؛دستم رو روی میز گذاشتم برای خودم تکیه گاهی کردم تا نیوفتم ..
صدای آریا اینبار واضحتر به گوشم رسید که میگفت:
آریا:کیم ...کیم چتهه مردککک؟جوابممم رو بدهههه ؟کیممم؟
تا خواستم چیزی بگم ...بنگ (صدای تفنگ)...
"ویو شوگا "
زیرزمین ،اتاق مخفی ،گاوصندوق ،مواد ،طلا و دلار ،مدرسه ی ا/ت !
همه ی اینارو برای بار هزارم بود که مرور میکردم ولی هر سری پیچیده تر میشد ...کُلت توی دستم رو هی بازی میدادم که یهو در باز شد و تهیونگ آشفته وارد اتاق شد .نفس نفس میزد کاملا مشخص بود که همه راه رو دویده .نگاه پر از تعجبم رو که دید تازه انگار حرفش یادش اومدو تند سمتم اومد .آب دهنش رو قورت داد و گفت:
تهیونگ: شوگا ...آریا ..تفنگ ...زدنش ..
از حرفاش چیزی نمیفهمیدم و اون فقط پشت سر هم حرف میزد .
شوگا:تهیونگ...عین آدم حرف بزنن ببینم آریا چشههه؟
نفس عمیقی کشید و لب زد :
تهیونگ: با آریا داشتم حرف میزدم که یهو صدای گلوله اومد و گوشی قطع شد ..قبلش آریا بهم گفت کانگ رو دیده
ادامه دارد...
Part33
کانگ اون مردک ...سرم گیج میرفت ..
تمام اون سال ها ،تمام اون درد ها سر این مرد تحمل کردم ...کانگ ،اسمی که همیشه با تنفر تلفظ میکردم روزی تنها امیدم بود ولی الان ..هع ..
صدای آریا از پشت خط که همش صدام میزد توی گوشم میپیچید ولی انگار هیچ صدایی نمیشنیدم ؛دستم رو روی میز گذاشتم برای خودم تکیه گاهی کردم تا نیوفتم ..
صدای آریا اینبار واضحتر به گوشم رسید که میگفت:
آریا:کیم ...کیم چتهه مردککک؟جوابممم رو بدهههه ؟کیممم؟
تا خواستم چیزی بگم ...بنگ (صدای تفنگ)...
"ویو شوگا "
زیرزمین ،اتاق مخفی ،گاوصندوق ،مواد ،طلا و دلار ،مدرسه ی ا/ت !
همه ی اینارو برای بار هزارم بود که مرور میکردم ولی هر سری پیچیده تر میشد ...کُلت توی دستم رو هی بازی میدادم که یهو در باز شد و تهیونگ آشفته وارد اتاق شد .نفس نفس میزد کاملا مشخص بود که همه راه رو دویده .نگاه پر از تعجبم رو که دید تازه انگار حرفش یادش اومدو تند سمتم اومد .آب دهنش رو قورت داد و گفت:
تهیونگ: شوگا ...آریا ..تفنگ ...زدنش ..
از حرفاش چیزی نمیفهمیدم و اون فقط پشت سر هم حرف میزد .
شوگا:تهیونگ...عین آدم حرف بزنن ببینم آریا چشههه؟
نفس عمیقی کشید و لب زد :
تهیونگ: با آریا داشتم حرف میزدم که یهو صدای گلوله اومد و گوشی قطع شد ..قبلش آریا بهم گفت کانگ رو دیده
ادامه دارد...
- ۱.۲k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط