{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love or friend

love or friend
part44

تهیونگ: من شرطم اینه که تو خونه ای که باهم هستیم جوری رفتار کنیم انگار ازدواج کردیم و فقط یه دوست عادی هستیم و در حریم شخصی یکدیگر دخالت نمیکنیم هرکدوممون خواست جدا بشه نفر بعدی باید قبول کنه و اینکه تو شرکتم از رابطه ما باخبر کسی نباید بشه..................(کلی چیز دیگه)
ا/ت: تموم شد؟
تهیونگ: اره الان تو بگو هرچی گفتی قبول
ا/ت: من فقط یه چیز میخوام اینکه اخراجم نکنی
تهیونگ: همین؟
ا/ت: اره
تهیونگ: باشه فقط قوانین من یادت نره
ا/ت: یادم نمیره خب من برم
تهیونگ: بیا امضا بزن
ا/ت: باشه

ا/ت
امضا زدم برگشتم طبقه سوم خیالم راحت شده بود به لیان زنگ زدم
لیان: سلام دوست قدیمی
کلی باهم صحبت کردیم همه چیزو بهش گفتم جز ازدواج قرار دادیمون که بهش گفتم به اجباز ازدواج میکنیم
ا/ت: من به تهیونگ گفتم تو دوس پسرمی پس بهم زنگ بزن
لیان: باشه حواسم هست خب خدافظ
ا/ت: خدافظ
جیهو: بیا کاراتو بکن
ا/ت: باشه

اخر هفته
تهیونگ: ا/ت حواست باشه این فقط یه ازدواج قرار دادیه
ا/ت: باشه حواسم هست یادم نمیره قوانین همگی یادمه
وارد سالن اصلی شدیم همگی تشویقمون میکردن منو تهیونگ هم سعی میکردیم بازیگر خوبی باشیم

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۶)

love or friend part45سه روز بعدامروز تعطیل بود خونه بودم که ...

love or friend part46تهیونگ: چرا جیهو؟ منشی: چون جیهو کاراشو...

love or friend part43فردایادم به دیشب می افتاد سرم درد میگرف...

love or friend part42یک ساعت بعدا/ت: پس فهمیدید دیشب اتفاقی ...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁷¹یک ساعت بعدچشمانم را باز کردم دیدم ب...

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط