{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من حدس می‌زنم که تو هم عاشق منی

من حدس می‌زنم که تو هم عاشق منی
احساس میکنم که به من فکر می‌کنی

در هر نت تو شعر من احساس می‌شود
شب‌ها که پای پنجره گیتار می‌زنی

هر شب کنار پنجره‌ی انتظار تو
تا صبح می‌نشینم و تا صبح، روشنی

با طرح نازک بدنت پشت پرده‌ها
سر می‌کشی به خوابم و پیداست یک زنی

شاعر شدن به خاطر تو حسّ جالبی ست
احساس زندگی ست در این آدم آهنی

معجون خالص همه‌ی عاشقانه‌هاست
در نیم‌روز چشم تو یک ظرف بستنی

می‌ریزم و به خاطر تو جمع می‌شوم
در چشم‌های منتظر ساعتی شنی

حرفی بزن، به هم زدن بستنی بس است
من حدس می‌زنم که تو هم عاشق منی
#وصی پور
دیدگاه ها (۲)

ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﺡ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺩﻟﭽ...

‌از ما گذشت باید به ابر بیاموزیمتا از عطش گیاه نمیردباید به ...

احساس می‌کنم که به آخر رسیده‌امدر تنگنای حوصله‌ها سر رسیده‌ا...

پیشم بمان ، که نارس و کالم بدون تودرگیر وحشت است خیالم بدون ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

اعتیاد من بهت.

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

P9جئون چند ثانیه به پنجره خیره ماند. چراغ بخش غربی هنوز روشن...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط