{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق‌یاهوس

#عشق‌یاهوس
پارت 9
- خب اون وو برو وسایلت رو جمع کن
* وای این خرگوش کوچولو چه نازه
+ برفی نترس
* بانو میتونم بغلش کنم
+ آره و بهم نگو بانو
* چشم . من میرم وسایلم رو جمع کنم .
+ میخوای برفی رو هم ببر
* میتونم
+ بله برفی با شاهزاده کوچولو برو و آسیبی بهش نزن اون دوسته منه
* ممنونم
اون وو رفت
" کوک از اونی که فکر میکردم قوی تری
+ شما دوتا از چند سالگی شروع کردین به شمشیر زنی رو شروع کردین
٪ ۱۲
" ۱۵ واسه چی
+ من از ۵ سالگی
﷼ مطمئنی امگایی
+ امگایی که از جفت گیری یه آلفای خون خالص و یه امگای قوی به وجود اومده
- من جلوی کوک کم آوردم. تازه الان اینشکلی هست در مواقع عادی چه شکلی هست خدا میدونه
+ من الان میتونم تکی هر سه شما رو شکست بدم
- اول خوب شو بعد
+ چشم عالیجناب
همه رفتن و منو کوک موندیم . من داشتم وسیله جمع میکردم و کوک داشت با سانها بازی می‌کرد.
- خب تموم شد
+ من میرم پیش اون وو
- باوشششش
+ ناراحت نشو
ویو کوک
رفتم اتاق اونوو
+ اونوو منم جونگ‌کوک میتونم بیام داخل
* بله
رفتم داخل
+ بشین . خب حاضری
* بله
+ چرا اسمم رو صدا نمیکنی ؟
* آخه شما ازم بزرگتر هستید و همسر هیونگ هستید
+ منو کوک صدا کن به تهیونگ هم بگو خودم بهت گفتم
* ممنونم
رفتیم سوار کالاسکه شدیم تهیونگ و اون وو داشتن با سانها بازی میکردن و منم سر برفی رو نوازش می کردم
+ اونوو
* بله
+ چند سالته
* من ۱۰ سالمه
- کوک کتابات تموم شدن
+ بله .
کالاسکه وایساد و من هم رفتم پایین
+ اونوو میخوای بیای برات کتاب بگیرم
* ممنونم کوک
اون وو هم اومد و رفتیم داخل کتابخونه و چنتا کتاب برداشتیم و حساب کردم و رفتیم داخل کالاسکه.
* کوک ممنونم بخاطر کتاب
+ خواهش میکنم
کالاسکه راه افتاد و به اوایل جنگل که رسید نگه داشت . وسایل رو برداشتیم و حرکت کردیم. یه دفعه یه گوزن اومد سمتمون
* کوک مراقب باش
- کوک اون خطر داره
+ شاخ دار تازه فقط ۱۴ سالشه و دوستمه بیاید جلو
* بامزه
+ دستاتون رو بدین
دستاشون رو گرفتم و روی سر شاخدار گذاشتم
- کوک این خطر نداره
* هیونگ این خیلی بامزه
+ تا وقتی جون منو کسی تحدید نکنه و بهم آسیب برسونه حیوونات این جنگل ارومن .
* مگه هنوز هستن
+ آره. شاخدار ما میریم کلبه . همه بچه هارو کنار رود جمع کن
رفتیم وسایل رو گذاشتیم.
- شمشیر بردار
+ نه اگه میخواید زندگیتون ادامه پیدا کنه بر ندار
* از نظر من با مزه بودن راستی خرگوشه کوش
+ برفی رفت پیش بقیه
راه افتادیم به سمت رود . وقتی رسیدیم حیوونا اومدن سمتم .
- کوکی از اون یوز فاصله بگیر
+ ته بیا بشین اینجا ببینم
* میشه نازش کنم
+ آره. خال خالی و بچه ها اینا خانواده منن خانواده جدیدم . تهیونگ همسرم . اون وو دوستم و سانها پسرم .
قهوه ای اومد سرشو گذاشت روی پایه ته
+ اوه قهوه ای ازت خوشش اومده ته
- خب چیکار کنم
+ سانها رو بده من و نازش کن .وای چی لئو سرشو گذاشته رو پای اونوو
* عجیبه
+ همه این بچه ها از بچگی با من بودن و مراقب من بودن . شکارچیان اومدن و خانواده های این طفل معصومی هارو کشتن و از وقتی امپراطور ورود به این منطقه رو برای همه ممنوع اعلام کرد فقط این بچه ها بودن که بیشترشون توله بودن من این توله امگا کوچولوی من .
* منم توله ا.م
+ اصولا همه آلفا ها و بتا ها و امگا ها تا ۱۸ سالگی توله به حساب میان
دیدگاه ها (۰)

#عشق‌یاهوس پارت۱۰ * لئو چند سالشه + ۱۶ یه توله ماده اون که ا...

#عشق‌یاهوس پارت پایانی" کوک خودتم باید استراحت کنی + باشه .ر...

#عشق‌یاهوس پارت 8رفتم زندان قصر از دست میونگ خونم به جوش اوم...

#عشق‌یاهوس پارت ۷تهیونگ منو بلند کرد و داخل کالاسکه برد و سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط