{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم آرام نشد

دلم آرام نشد

دیگر از فکر و خیالت دلم آرام نشد...
هرچه کردم بشود رام، دلم رام نشد...!

بعدِ تو پخته شد این دل دگر از شعله یِ عشق؛
هرچه کردم بشود خام، دلم خام نشد...!

هرکه در فکرِ هوس بود که عشقم گیرد؛
نتوانست و دلم باعثِ انجام نشد...

من تورا هستیِ خود در پسِ دنیا خواندم
بعدِ تو یک نفری واردِ دنیام نشد...!

گرچه سخت است به تصور، غمِ عاشق دیدن؛
لیکن این غم به خدا خارج از ایام نشد

بنوشتم همه اشعارِ خود از دستِ قلم؛
این یکی را که نوشتم به من الهام نشد...

گرچه اشعارِ من از واژه یِ ابهام پر است؛
رهگذر با همه رک بود و یک ابهام نشد...!

#حسین_حیدری"رهگذر"

https://telegram.me/Heidari_official
دیدگاه ها (۱)

یک نفر نیست که با دستِ نوازشگرِ خودشـانه ای باشد و درد از سـ...

#برو------------------------------------------هوایِ عشقِ من ...

#آغوش----------------------------------------بیا یک دم خیالت...

#لاابالی---------------------------------------------رفتی ام...

نامه ای برای احساساتم/پارت سوم

درمانگر عشق. پارت۸

پارت ششویو جونگ کوک اخییش بالاخره رفت ولی اندام خوبی داشتا ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط