{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📝

📝

می خواهم بـرگردم به روزهـای کودکی...
آن زمان ها که
پدر " تنـها قهرمـان " بود ...
عشـق
تنها در " آغـوش مـادر " خلاصه میشد ...
بالاترین نـقطه زمیـن
" شانه های پــدر " بود ...
بدترین دشمنانم
"خواهر و برادرهای خودم" بـودند ...
تنـها دردم
"زانــو های زخمی ام" بودند ...
تنـها چـیزی که میشکست
"اسباب بازی" هایم بـود ...
و معنای خداحافـظ "تا فـردا" بود ...
دیدگاه ها (۱)

📝 می خواهم بـرگردم به روزهـای کودکی...آن زمان ها کهپدر " تنـ...

📝 البته که دوستت دارم احمق جان، ولی آزارت می دهم . دلیلش هم ...

ای در دل من، میل و تمناهمه تو !وَندر سر من،مایه ی سوداهمه تو...

📝 این که بدانی در راه درستی هستی یک چیز استو این که فکر کنی ...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

قسمت ۶

می خواهم بـرگردم به روزهـای کودکی...آن زمان ها کهپدر " تنـها...

می خواهم بـرگردم به روزهـای کودکی...آن زمان ها کهپدر " تنـها...

می خواهم بـرگردم به روزهـای کودکی...آن زمان ها کهپدر " تنـها...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان‌ها که: پدر تنها قهرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط