{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت[35]
تهیونگ داشت وارد عمل میشد که یهو ا/ت گفت...
ا/ت:نه تهیونگ
تهیونگ:چیشد؟
ا/ت:من نمیتونم دفعه یه اولمه
تهیونگ:عا نترس بیب آروم پیش میرم
ا/ت:آم تهیونگ من نمیتونم بزار برایه یوقت دیگه
تهیونگ:باشه برایه بعد لبه ا/تو یه کیس میکنه چراغارو روشن میکنه کمر بندشو دوباره میبنده از اتاق میره بیرون.....
ا/ت:هوف فک کنم ناراحت شد گوه تویه این شانس ایش



ویو ته
یکم ناراحت شدم که خواستمو قبول نکرد من مافیام و نیتونم بزور انجامش بدم ولی نمیخوام ازم متنفر شه (چه پسری دارم 😂)

خلاصه تهیونگ چند ساعت تویه باغ عمارت میچرخه بعد میره بالا میبینه ا/ت خوابیده میره رو به روش میشینه کنار تخت و آروم میگه
تهیونگ:چطوری میتونم به این فرشته کوجولوم آسیب بزنم....
بعدشم پیشونیشو اروم میبوسه و میره کنارش میخوابه و بغلش میکنه......


ویو صب:
ا/ت:تهیونگییی
ته:جانم؟
ا/ت:عوا بیدار بودی؟
ته:اره بیب
ا/ت:اوکی

بعد میره دبل یوسی کارایه لازمو انجام میده میاد بیرون میرن پایین میشنن و صبحونه میخورنن

ته:ا/ت من امروز با کوک کار دارم میریم بیرون کاری داشتی زنگ بزن اگر خواستی با یونتان برو بیرون باشه؟
ا/ت:باشه
ته:من میرم اماده شم
ا/ت:باشه .....


اماده میشه
تهیونگ:خب کاری نداری بیب؟
ا/ت:نع خداحافظ
تهیونگ:دستشو میگیره میبوسه و میگه خداحافظ بیبه من مراقب خودت باش
بعد میره.....
ا/تم میره حاظر میشه یونتانو بر میداره میرن بیرون.......



ادامع دارد.....
دیدگاه ها (۰)

پارت 80جیمین:بیبی بلند شو بریم داخل اینجا سرما میخوریا.ت:بــ...

پارت 81&:ا.ت رو میگیره زمین میزنها.ت:اخخخ&:گلوی ا.ت رو میگیر...

پارت[11]میرن اتاق یونگی و رویه تخت دراز میکشن یونگی آم چیزها...

پارت [10]کوک:سومین خوبی؟سومین:نع اصا خوب نیستم< یهو اشکاش سر...

خون آشام پنهان ۴

خون آشام پنهان ۱۹

سناریو BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط