{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷

پارت ۷
حدود ۱ هفته بعد_ساعت ۷ و ۱۹ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":
حدود یک خفته گذشته بود و اسیب جونگکوک خوب شده بود.ولی اسیب روحیش نه.اون وقتی تهیونگ بهش نزدیک میشد عقب میرفت،کم حرف شده بود و غذا خیلی‌ کم میخورد.تا اینکه امشب سر شام دیگه طاقط تهیونگ تموم شد و از سر‌ میز بلند شد که با شدت بلند شدنش باعث پرتاب‌ صندلیش شد.دوتا دستاش رو کوبید رو میز‌ و گفت:
تهیونگ:جونگکوک بسه دیگه.تا کی میخوای اینجوری رفتار کنی؟کی میخوای دوباره عاشقم شی؟
جونگکوک دیگه کم اورده بود و تهیونگ هم دوباره بهش نزدیک شده بود پس جونگکوک زد زیر گریه و در هین گریه ضربه هایی به سینه ی تهیونگ میزد و میگفت:
جونگکوک:نمیتونم بهت اعتماد کنم دیگه،همه ی عشقمو خراب کردی.اگر تا الان باهات موندم چون مجبور بودم
تهیونگ صداش رو اورد پایین و با لحنی که لرزه به تن هر کسی مینداخت گفت:
تهیونگ:از این به بعد هم مجبوری
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵۳ سال بعد_ساعت ۵ و ۱۶ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":۳ سال ا...

پارت ۵۳ روز بعد_ساعت ۶ و ۴۳ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":۳ روز ا...

پارت ۶ساعت ۹ و ۶ دقیقه ی شب_نویسنده "کارن":بعد از اون اتفاق ...

Otagh baghli Part⁶² تهیونگ : خب جونگکوک !چیکار میخوای کنی ؟ ...

پارت ۶روز بعد_خونه ی نامجون_ساعت ۵ و ۲۲ دقیقه عصر_نامجون:از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط