{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما هر دو؛

ما هر دو؛
آدمہـاےِ از عشق ترسیده‌اے بودیم
ڪہ پشتِ دیوارِ بلندِ غرور
سنگر گرفتہ بودیم!
ما ڪہ هراس داشتیم از دوست داشتن و دوست داشتہ شدن،
ما ڪہ در لفّافہ حرف زدن را خوب بلد بودیم براے نصفہ نیمہ ابراز ڪردنِ علاقہ‌مان،
ما ڪہ حتےّ مجالِ آدم برفے ساختن
در بهمن ماه
و غوطہ‌ور شدن
در شکوفہ‌هاےِ گیلاسِ بہـارے را نداشتیم.
ما ڪہ یاد گرفتہ بودیم
از خیلے دور
نگرانے براےِ یڪدیگر را تجربہ ڪنیم،
شبہــا بہ حرف‌های گفتہ
و ناگفتہ‌مان فڪر ڪنیم
و گاهے زومِ
عکسہــاےِ از هم داشتہ‌مان شویم
و پیش بینی ڪنیم از اینجا تا غرق شدن در چشمہـاےِ یڪدیگر چند فرسنگ فاصلہ هست،
ما ڪہ حرف زدن را دوست داشتیم
امّا گاهے سڪوت ڪردیم
مبادا رازِ دلمان فاش شود،
ما ڪہ تعلّقِ خاطر داشتیم
امّا هیچگاه تعہّـدے ندادیم،
ما ڪہ هر دو خواستیم
تا ابد بمانیم ڪنارِ هم،
اما آدمہـاےِ از عشق ترسیده‌ای بودیم ...

#شڪیبا_بهرامے
دیدگاه ها (۱۱)

من تاریخِ آن شبے را ڪہ،از عمق وجود گریستم؛دقیق بہ خاطر سپرده...

چقدر هوسِ پاییز کرده ام !چقدر دلم ؛خیابان هایِ نارنجی می خوا...

چہ بگویم؟نگاهت را بہ چہ دوزم ؟از ڪدام نڪتہ و اصل بگویم؟اصل ح...

از حذف ڪردنِ آدمہــا نہــراسید!هیچ اتّفاقِ نگران ڪننده‌اے وج...

پارت ۵ | نزدیک‌تر از چیزی که فکر می‌کردمبعد از اون روز، دیدن...

I can be myself with himPart⁹³یونگی فیلم رو پلی کرد..وسط من ...

همخونه اجباری... پارت 26. "ویو پارک دوین"بعد از چند دقیقه......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط