{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام .. خسته تر از آنچه که می پنداری

خسته ام .. خسته تر از آنچه که می پنداری
خسته از " رفتنم " این حادثه ی تکراری

پشت پایت عوض آب، من از کاسه ی چشم
اشک می ریزم عجب حال تاسف باری!

خوب من! دست تو خود حافظ من بود چطور
دلت آمد که مرا دست خدا بسپاری؟

کاش می شد که به جای چمدانت من را
موقع رفتنت از روی زمین برداری

آتشم می زنی و نیست دوای درد ِ
این دل سوخته در قوطی هیچ عطاری

داغ لب های تو از حافظه ی لب هایم
نرود تا نزنم پُک به لب سیگاری

هر کجا هم بروی یار تو هستم من باز
نرسد روزی عزیزم که تو جز من یاری..

کاش بیدار شوم صبح و ببینم دیشب
آمده از تو پیامی که : «گُلم» بیداری؟
دیدگاه ها (۲)

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

«آیا کنارم خواهی ماند؟حال که روی دیگرم را دیدی، ترکم می‌کنی؟...

چندپارتی جین

فیک : بین راندها

Otagh baghli Part 54.(پرش زمانی بعد از بار )«ویو ات» خسته و...

بعد از حرف نازنین، اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.هیچ‌ک...

#in_your_eyespart_9۸ویو کایلا "غروب"از وقتی نتیجه‌ی تست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط