{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چایی مینوشیدم و یادش افتادم یکباره دلتنگش شدم بغض کردم

چایی مینوشیدم و یادش افتادم یکباره دلتنگش شدم بغض کردم
و اشک در چشمانم حلقه زد
همه با تعجب نگاهم کردند لبخند تلخی زدم و گفتم: چقدر داغ بود !
دیدگاه ها (۶)

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۴۰صبح زودتر راه افتادم که دیر...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_7منه لعنتی داشتم چه غلطی میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط