{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو یاندره ایزانا

سناریو یاندره ایزانا
***************************
ا.ت یکی از دخترای ایرانی بود که تازه وارد ژاپن شده و توی ی مدرسه خیلی عادی درس میخونه و همه اون رو به خاطره ایرانی بودنش دوست دارن و داداشش (اسلاید دوم) توما پسره خیلی بامزه ای بود( مثل چیفویو ) و توی گنگ تنجیکو دست راست ایزانا بود و ایزانا با توما مثل کاکوچو صمیمی بود
ویو ا.ت بعد از مدرسه:
بلخره مدرسخ تموم شد دیگه میتونم برم خونه و استراحت کنم و با داداشم بازی کن_ اوه ...یادم اومد اون الان تو گنگ تنجیکو کار داره نمیدونم چرا ولی بعضی وقتا باورم نمیشه که اون داداشمه انقدر مهربون و بانمک موندم توی گنگ چجوریه
* گنگ تنجیکو *
ایزانا به همه گفت که برن چون با توما کار داشت میخواست اون رو به چالش بکشونه
ایزانا: هی ! توما..
توما : چیشده؟
ایزانا :تو باشگاه بسکتبال کارت دارم
توما :ام.. باشه
*ایزانا و توما با موتور هاشون بلخره رسیدن به باشگاه بسکتبال*
ایزانا : اگه تو ببازی باید یکی از حقیقت هایی که هنوز بهم نگفتی رو بگی ...
توما : باشه....قبوله
ایزانا و تمام بازیشون شروع شد و توما داشت برنده میشد که ایزانا یهو برنده شد
ایزانا با لبخند پیروزمندانه: خب حقیقتت رو بگو
توما: خوب من ی خواهر دارم ....و ( ایزانا میپره وسط حرف توما)
ایزانا: اسمش؟ سنش؟
توما: اسمش ا.ت و سنش تقریبا ۱۴ سالشه
ایزانا : تقریبا؟! تو حتی سن خواهرت رو بلد نیستی!؟
توما : چون اون خواهر خوندمه و ایرانیه
ایزانا چشماش چهار تا شد و تعجب کرد و گفت : ایران؟!
توما گفت : اره ...چطور؟!
ایزانا نزدیک توما شد و دستش رو گذاشت رو شونه توما و گفت: فردا شب ساعت ۸ بیارش فردا جنگ نداریم...
توما با لبخند استرسی : ب...باشه
....
💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀
تا پارت بعد بای بای
دیدگاه ها (۷)

در ادامه...$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$شب شد و توما رسید خونه و شام ...

در ادامه ...پارت آخر •••••••••○•••••••••○○•••••••○○•••••○ایز...

عزیزان گرامی نظر بدید

اعضای بانتن رو توی جنس مخالف کشیدم یعنی ریدمممم

مه در میانه جنگل Part9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط