شیپ کاکوچو و ایزانا
شیپ کاکوچو و ایزانا
پارت یک
از زبان کاکوچو
اون قهرمان منه
می خوام تا آخرش با اون باشم
میترسم حسم رو نسبت بهش بگم و ردم کنه
شاید بعد از دعوا بین گنگ تومان و تنجیکو بهش بگم
این چند وقته این یارو کیساکی اومد توی تنجیکو خیلی مشکوکه
باید حواسم بهش باشه
با ایزانا داشتیم میرفتیم داخل محل دعوا وقتی ایزانا می خواست خواهرش رو بکشه تاکه اما رو نجات داد خوبه که ایزانا قاتل خواهرش نشود
کم کم اعضای تومان اومدن و
مایکی خیلی عصبانی بنظر میومد
تاکه نزدیک کیساکی شد
کلی مشت بهش زد
ولی باز هم بلند شد همه شکه شده بودیم
یه دفعه کیساکی تفنگ در آورد
و گفت:یعنی حاضری برای اهدافتان بمیری
پارت یک
از زبان کاکوچو
اون قهرمان منه
می خوام تا آخرش با اون باشم
میترسم حسم رو نسبت بهش بگم و ردم کنه
شاید بعد از دعوا بین گنگ تومان و تنجیکو بهش بگم
این چند وقته این یارو کیساکی اومد توی تنجیکو خیلی مشکوکه
باید حواسم بهش باشه
با ایزانا داشتیم میرفتیم داخل محل دعوا وقتی ایزانا می خواست خواهرش رو بکشه تاکه اما رو نجات داد خوبه که ایزانا قاتل خواهرش نشود
کم کم اعضای تومان اومدن و
مایکی خیلی عصبانی بنظر میومد
تاکه نزدیک کیساکی شد
کلی مشت بهش زد
ولی باز هم بلند شد همه شکه شده بودیم
یه دفعه کیساکی تفنگ در آورد
و گفت:یعنی حاضری برای اهدافتان بمیری
- ۶۳
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط