عصرها تنگ غروب....
عصرها تنگ غروب....
غرق در عمق خیال..........
و نگاهی که به اندوه دلم دوخته ام...
لحظه ها ثانیه ها..... عقربه ها....
گذر کند زمان.......
و تماشای شب فاصله ها.....
در نهانخانه ی تاریک سکوت....
سازبی مهری تو .....
راز صندوقچه ی گریه ی من....
وشبی وهم برانگیز....
وحشت باور ساعت هایی....
که مرا بی تو رها خواهد کرد.....
شیشه ی نازک بغضی کهنه ....
با صدای تپش هجر تو....خواهد لرزید....
..... عصرها تنگ غروب.......
منتظر خواهم ماند
غرق در عمق خیال..........
و نگاهی که به اندوه دلم دوخته ام...
لحظه ها ثانیه ها..... عقربه ها....
گذر کند زمان.......
و تماشای شب فاصله ها.....
در نهانخانه ی تاریک سکوت....
سازبی مهری تو .....
راز صندوقچه ی گریه ی من....
وشبی وهم برانگیز....
وحشت باور ساعت هایی....
که مرا بی تو رها خواهد کرد.....
شیشه ی نازک بغضی کهنه ....
با صدای تپش هجر تو....خواهد لرزید....
..... عصرها تنگ غروب.......
منتظر خواهم ماند
- ۹۴۴
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط