{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"تو زندگی من رو به صفحه شطرنج تبدیل کرده بودی... خودت رو

"تو زندگی من رو به صفحه شطرنج تبدیل کرده بودی... خودت رو شاه بازی کردی و سرباز پیاده ای بودم که اگه میخواستم کیشِت کنم قطعا باید با مرگم قبولش میکردم... تو هر بار این سرباز رو میکشتی اما حواست نبود که این سرباز می‌تونه تو بازی بعدی به شکل یه وزیر ظاهر بشه... شاید تو بازی بعدی هم همون پادشاه باشی، اما یادت رفته شاه هر چقدر هم که مهم ترین مهره بازی باشه، هنوز ضعیف ترین مهره است..."

_دزیره
دیدگاه ها (۱)

My Arirang Part 5

🤍🔥 بردیم؛ اما این بازی دو چهره کاملاً متفاوت داشت!رئال مادری...

فوکوزاوا:نه دازای من قبول نکردم که تو به این ماموریت بری... ...

📖 معرفی رمان: قصر سایه‌هاژانر: درام تاریک، عاشقانه‌ی اجباری،...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۴فلیکس وقتی اون حرفو از زبون تو شنید، ان...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

آخرین دعا 9

لبخند قاتلپارت⁴⁶ویو جونگ‌کوکماشین توی خیابون‌های خلوت حرکت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط