دیوانه وار

دیوانه وار
بی‌ هیچ تسلایی می‌‌گریختم
و باز آرزو داشتم، دوستم داشته باشد
عشق بود یا جنون؟
او بود یا سایه‌ای محو از رویایی دور؟
من بودم یا روحی مبتلا
آلوده به دردِ عشق
آلوده به دلی‌ تنگ؟


#دلنوشته_های_کوچه_پشتی
https://telegram.me/joinchat/BYIBETypQYYlvvnrZeAdZA
دیدگاه ها (۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 219♡⁠。⁠)⁩اشکم ج...

The Last Shadow

عنوان سناریو: بازی جاسوس

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

فیک تهیونگ

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

دیوانه واربی‌ هیچ تسلایی می‌‌گریختمو باز آرزو داشتم، دوستم د...

دیوانه+واربی‌+هیچ+تسلایی+می‌‌گریختمو+باز+آرزو+داشتم،+دوستم+د...

دیوانه وار بی‌ هیچ تسلایی می‌‌گریختمو باز آرزو داشتم، دوستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط