فیک پلیر پارت

فیک پلیر پارت 9
نمد کدوم خری گزارش داد مجبورم دوبارعه نصف پستام بزاری
"Pelyer"

روی تخت نیم خیز شدم نگاهی ب سینی کنار دستم کردم که ی نسکافه با نون تست و مربا هیچ اشتهایی ب اون نداشتم اتفاقات دیشب مث ی شبح از جلوم رد شد ک باعث ترسی ب خودم بشم و دستایی ک روی تخت بودن پارچه ی رو تختی و مچاله کنم دست هام روی صورتم قرار دادم وب این فکر میکردم اینجا کجاست ناآگاهی از دنیای اطرافم بیشترین شکنجه رو برام داشت دستام و از جلوی چشمم برداشتم پاهام رو ب سمت زمین هدایت دادم و روی زمین سرد گذاشتم اروم و بی صدا سمت در حرکت کردم و دستم و روی دستگیره گذاشتم یه حسی میگفت ک معلومه گرون قیمت دستگیر و رو اروم ب پایین هدایت کردم ک در باز شد خونه برعکس اتاق تم سفید و نقره ای داشت و حسابی تمیز بود نگاه دقیقا از جلوی در ب اتاق انداختم ک صدای زن جوانی میومد ک میگفت
زن جوان:مهمونای اقای مین قرار ساعت هفت عصر ب اینجا برسن و الان ساعت هشت و سیزده دقیقه ی صبح هست مس سریع دست ب کار بشین و خونه رو برق بندازین
داشتم ب حرف هایی ک اون زن میزد گوش میدادم ک شونم ب عقب کشیده شد برگشتم و با ترس ب کسی ک پشت بودم نگاه کردم ک گفت
شوگا:چته دختر شوگام
ا.ت:هعی اینجا کجاست تو اینجا چیکار میکنی....
شدگا:ساکت همه چیز و میگم بت ولی ما الان بوسان هستیم و باید اون برگ ورد و بدست بیارم هوم؟
ا.ت:بوساان
کاملا جدی شد و گفت
شوگا:ارعه بوسان یادت باشه خطایی ازت سر بزنه باید برا اون دنیات برنامه ریزی کنی
ا.ت:منو چرا اوردی اااااین..جا
سرش و داد بالا و با ی نیشخند جوابمو داد
شوگا:بخاطر ی برگه اینجاایی بهم بده تا منم بزارم زنده بمونی
ا.ت:من و ب سئول برمیگردونی
ب سمت در قدم برداشت و گفت
شوگا:شاید ی فکری دربارش بکنم ولی احتمالش کمه
در و باز کرد و جسم و از چارچوب خارج کرد و رفت
دیدگاه ها (۲۵)

پارت چهارم [دلتنگم]جیمین بچه رو از کوک گرفت و توی بغل خودش ج...

فیک پلیر پارت 10"Player"شوگا:از اتاق خارج شدم و ب سمت نامجون...

ناشناس جدید هر جی درباره فیک میخواد ایناا اینجا بگید :)https...

فکت از اعضای بی تی اس :) _جیمین وقتی کوچیک بود برا مامانش لا...

ا~ت و تودوروکی پارت ۳۰{شوتو ب در تکیه داد} {شوتو اروم زمزمه ...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۵

ا~ت و تودوروکی پارت ۳۱{دید ک ا~ت اونجا نیس} {پنجره ی دایره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط