قسمت(1)

کی تویی و یکی من...
با این ماه که هنوز هم این شهر را تحمل می کند...
همین سه تا بس است..
حتی اگر ماه هم نبود...
من قانعم...
به یک تو و یک من..
مگر میان تو و ماه فرقی هم هست؟!
ای کاش بود..
آن وقت شاید همه چیز جز تو معنایی داشت..
اما...حاال که ندارد..
حاال همه چیز تویی..
تمام شعرهایی که با عشق می خوانم..
تمام روزهای خوب..
تمام لبخندهای من..
تمام گناه های با لذت..
تمام زندگی..
همه چیز تویی..
چیز دیگری هم اگر جز تو بود..
فدای یک تبسمت
دیدگاه ها (۱)

قسمت(2)

قسمت(3)

رمان در همسایگی گودزیلا

پارت دو این کی داره

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

باید بدهکاریم بهت رو صاف می کردم و مثل یک ژاپنی وظیفه شناس د...

📌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط