{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آخر

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ²⁶ پارت آخر🥺
« ویو لی بوم »
بعد از دو سال جک و سوجین نامزد کردن و وقتی خبرش به جونگکوک رسید رفت دنبال کار خودش
چون قبل این خبر فکر می کردن هنوز یه امیدی هست ، شاید سوجین منصرف بشه و دوباره برگرده ( بچمممم😭😭)
و اون سفری که سوجین دربارش شنیده بود سفر عادی نبوده ، مهاجرت جونگکوک به استرالیا بود
که قبل اینکه مهاجرت کنه چند روز به اونجا رفته بود برای آشناییت ، بعد از چند ماه هم جونگکوک یه زن استرالیا ای گرفت

~ پایان~
~ به قلم: لی بوم ~


( خب حالا شما تموم اون خاطره هایی که جونگکوک و سوجین داشتن رو با یه آهنگ غمگین و رنگ سیاه و سفید تصور کنید 🙂😭😂😂)

خب دوستان می‌دونم تهش غمگین تموم شد ولی فیک بعدی اینطوری نیست😁😈
دیدگاه ها (۳۲)

بازگشت... برای همه اتفاق می افته ؛ شانس دوباره شاید این دفع...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _ P𝟭 « ویو جونگکوک » از هواپیما پیاد...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ²⁵ یه گوی بود سایزش تقریباً بزرگ بو...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ²⁴ ولی نه از روی دوست داشتن از روی ...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _ 𝟲 جونگکوک وارد خانه شد ، سوجین در ب...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _ 𝟴 جونگکوک دلش را زد به دریا و سوجین...

برادر ناتنی بد🎀¹⁸×میرا نمیخوای بگی چیزی!؟~هانا من و انا تو ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط