KIM V
KIM V
part 2۷
کیموی
با ریتم آهنگ شروع کردیم رقصیدن
نگاها رو میدیدم که بقیه با تعجب به من و ا.ت زول زدند.
حق هم دارند من تا حالا تو هیچ مراسمی نرقصیده بودم و این اولین مراسمه
اون هم همراه باهام میرقصه
بدن ا.ت رو بیشتر به خودم چسبوندم و کنار گوشش گفتم:
دوست دارم خرگوش کوچولوی من
ات: منم دوستت دارم تهیونگ
باورم نمیشد ا.ت هم احساسش رو به من اعتراف کرده
از خوشحالی بلندش کردم و بعد یکدور چرخوندن رو دستم خوابوندم و آهنگ تمام شد.
جمعیت به همهمه افتاد بود و هرکس به فکر کار خودش بود من و تهیونگ هم از این موقعیت استفاده کردیم و فلنگ رو بستیم.
......
ویو شین هه
از اول جشن رفتار تهیونگ و ا.ت به کل تغییر کرده بود من با این خرگوش احمق بزرگ شدم
از این رنگ عوض کردنا و حساسیت هاش می تونم بگم ارتباطی بین ا.ت و تهیونگ در حال رخ دادن هست
زمانی که تهیونگ اومد از ا.ت درخواست رقص کرد مطمئن شدم ارتباط اونها از یک دوستی هم بیشتر هست
تو همین افکار بودم که یه مرد بهم نزدیک شد گفت
خانوم افتخار رقص با بنده رو میدید؟
چهره جذابی داشت و هیکل رو فرمی اما به شوگای من نمی رسید و . اینکه من یه آدم متعهد هستم
از گوشه چشم دیدم شوگا با اخم داره میاد ای خدا قربون اون اخم کردنت بشم پیشی من
برگشتم رو به مرده که نمی شناختم گفتم
ممنون از پیشنهادتون اما من میخوام با مرد خودم برقصم
دست شوگا رو گرفتم و بردم وسط
دو تا دستام رو دور گردنش حلقه کردم
شروع کردیم بوسیدن همدیگر
همینطور که در حال بوسیدن بودیم کمرمو چسبوند به خودش طوری که ناحیه هامون به هم کشیده میشد
شین هه: شوگا من دیگه نمی تونم تحمل کنم .... بیا بریم اتاق مون
دستمو گرفت به سمت امارت رفتیم
تو آسانسور کسی نبود پس دوباره بوسه رو از سر گرفتیم
(دوستان عزیز اینجا به بعدش اسمات هست لطفا بیاید پیوی که براتون بفرستم)
........
خب تموم شد ۴ تا پارت
فعلا شرطی نداریم و هر وقت خودم بفهمم که تعداد لایکا خوبه پارت میزارم
ولی به شرطی که از ۲۵ تا لایک کمتر نشه
پس فعلااا💘💘
part 2۷
کیموی
با ریتم آهنگ شروع کردیم رقصیدن
نگاها رو میدیدم که بقیه با تعجب به من و ا.ت زول زدند.
حق هم دارند من تا حالا تو هیچ مراسمی نرقصیده بودم و این اولین مراسمه
اون هم همراه باهام میرقصه
بدن ا.ت رو بیشتر به خودم چسبوندم و کنار گوشش گفتم:
دوست دارم خرگوش کوچولوی من
ات: منم دوستت دارم تهیونگ
باورم نمیشد ا.ت هم احساسش رو به من اعتراف کرده
از خوشحالی بلندش کردم و بعد یکدور چرخوندن رو دستم خوابوندم و آهنگ تمام شد.
جمعیت به همهمه افتاد بود و هرکس به فکر کار خودش بود من و تهیونگ هم از این موقعیت استفاده کردیم و فلنگ رو بستیم.
......
ویو شین هه
از اول جشن رفتار تهیونگ و ا.ت به کل تغییر کرده بود من با این خرگوش احمق بزرگ شدم
از این رنگ عوض کردنا و حساسیت هاش می تونم بگم ارتباطی بین ا.ت و تهیونگ در حال رخ دادن هست
زمانی که تهیونگ اومد از ا.ت درخواست رقص کرد مطمئن شدم ارتباط اونها از یک دوستی هم بیشتر هست
تو همین افکار بودم که یه مرد بهم نزدیک شد گفت
خانوم افتخار رقص با بنده رو میدید؟
چهره جذابی داشت و هیکل رو فرمی اما به شوگای من نمی رسید و . اینکه من یه آدم متعهد هستم
از گوشه چشم دیدم شوگا با اخم داره میاد ای خدا قربون اون اخم کردنت بشم پیشی من
برگشتم رو به مرده که نمی شناختم گفتم
ممنون از پیشنهادتون اما من میخوام با مرد خودم برقصم
دست شوگا رو گرفتم و بردم وسط
دو تا دستام رو دور گردنش حلقه کردم
شروع کردیم بوسیدن همدیگر
همینطور که در حال بوسیدن بودیم کمرمو چسبوند به خودش طوری که ناحیه هامون به هم کشیده میشد
شین هه: شوگا من دیگه نمی تونم تحمل کنم .... بیا بریم اتاق مون
دستمو گرفت به سمت امارت رفتیم
تو آسانسور کسی نبود پس دوباره بوسه رو از سر گرفتیم
(دوستان عزیز اینجا به بعدش اسمات هست لطفا بیاید پیوی که براتون بفرستم)
........
خب تموم شد ۴ تا پارت
فعلا شرطی نداریم و هر وقت خودم بفهمم که تعداد لایکا خوبه پارت میزارم
ولی به شرطی که از ۲۵ تا لایک کمتر نشه
پس فعلااا💘💘
- ۶۷۶
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط